راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨١ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
و از لحاظ عملى بايد نفس خود را به كارهايى مكلّف سازد كه بر او دشوار است مانند اقرار كردن به حقّ پس زبان را به ستايش بگشايد و به ناتوانى خود اقرار كند و از كسى كه حقّ را اظهار كرده و از او استفاده برده سپاسگزارى كند و بگويد: به چه نكته خوبى دست يافتى در حالى كه من از آن غافل بودم، خدايت جزاى خير دهد، چنان كه مرا از آن آگاه ساختى. پس حكمت گمشده مؤمن است و هرگاه آن را بيابد شايسته است از كسى كه او را به حق راهنمايى كرده شكر كند و هرگاه چند بار پياپى بر اين كار مواظبت كند برايش طبيعت مىشود و سنگينى حق از قلبش ساقط شده و قبول حق برايش گوارا مىشود و هرگاه ستايش بر صفات موجود در همگنانش بر او دشوار آيد در او تكبّر موجود است پس اگر اين كار در خلوت بر او دشوار نيست و در حضور ديگران سنگين است در او تكبّر نيست بلكه ريا هست، و بايد ريا را درمان كند به دارويى كه نقل كرديم يعنى از مردم قطع طمع كند و به قلب تذكّر دهد كه بهرهاش در كمال ذاتى خود او و در نزد خداست نه در نزد مردم، و ديگر داروهاى رياكارى را به كار گيرد و اگر اينكار (قبول حق) در خلوت و جلوت بر او دشوار مىآيد در او هم تكبّر وجود دارد و هم ريا و رهايى از يكى به حال او نفعى ندارد تا از دوّمى رها نشود، و بايد هر دو بيمارى را درمان كند، چرا كه هر دو از هلاككنندههاست.
امتحان دوّم
: اين است كه با همگنان در مجالس جمع شود و آنها را بر خود مقدّم بدارد، پشت سر آنها راه برود و در مجلس پايينتر از آنها بنشيند، پس اگر اين عمل بر او دشوار آيد متكبّر است و لازم است با زحمت بر آن مواظبت كند تا دشوارى كار از او زايل شود و بدان وسيله تكبّرش از بين برود. اينجاست كه شيطان آدمى را فريب مىدهد به اين كه انسان در كفش كن مجلس بنشيند يا ميان خود و همگنان بعضى فرومايگان را قرار دهد و گمان كند اين عمل تواضع است، در حالى كه عين تكبّرش چرا كه اين عمل بر نفس متكبّران آسان مىنمايد، چون موجب مىشود ديگران خيال كنند اينان جايى را