راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٧٣ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
است.
گروه ديگرى به حجّ فريفته شدهاند، از اين رو به حجّ مىروند بدون اين كه وامهاى خود را ادا كنند و مظلمههايى كه بر گردنشان است بپردازند، و پدر و مادر را راضى كنند، و توشه حلال به دست آورند و گاه آن كارها را پس از ساقط شدن حج واجب انجام مىدهند، و در راه، نماز و واجبات را ضايع مىكنند، از پاك كردن لباس و بدن عاجز مىشوند، و در پى چيزهايى مىروند كه ظالمان در بازار مىفروشند تا از آنها بگيرند و در راه از دشنام و نزاع نمىپرهيزند و بسا كه يكى از آنها مال حرام جمع كرده باشد و در راه به رفيقان انفاق كند تا خودنمايى كند. پس اوّلا در به دست آوردن حرام و ثانيا در انفاق رياكارانه مرتكب گناه شده است. بنابراين نه از حلال گرفته و نه در جاى خودش خرج كرده است. آنگاه در كنار خانه خدا با دلى آلوده به اخلاق رذيله و صفات نكوهيده حاضر مىشود، و پاك ساختن دل خود را بر حضور در خانه خدا مقدّم نداشته و با اين حال درباره خود به خدا گمان خير دارد در حالى كه مغرور و فريفته است.
گروه ديگر راه محتسبان و امر به معروف و نهى از منكر را در پيش گرفتهاند و مردم را امر به معروف و نهى از منكر مىكنند و خود را از ياد مىبرند. چنين شخصى هرگاه مردم را به كار خير دعوت مىكند سخت مىگيرد و رياستطلب و خواستار مقام است، و هرگاه خود منكرى انجام دهد و بر او اعتراض شود به خشم مىآيد و مىگويد: من محتسب هستم چگونه عملى را بر من زشت مىشماريد؟ و گاه مردم را به مسجد خود فرامىخواند، و هر كه ديرتر برود به او سخن درشت مىگويد و هدفش رياكارى و رياست است و اگر ديگرى عهدهدار كارهاى مسجد شود بر او خشم مىگيرد، حتّى ممكن است يكى از آنها براى خدا اذان بگويد و اگر ديگرى بيايد و در هنگام غيبت او اذان بگويد قيامت بر پا مىكند، و مىگويد: چرا حقّ مرا گرفته و در اين مقام با من رقابت كردهاى؟ همچنين گاه عهدهدار پيشنمازى مسجدى مىشود و مىپندارد كه به راه خير