راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢٨ - شرح نكوهش غرور و حقيقت آن و مثالهايش
نشناختن خدا و صفات اوست، چون كسى كه خدا را شناخت از مكر او (خود را) در امان نمىداند و به اين خيالهاى باطل فريفته نمىشود و به فرعون و قارون و شاهان زمين مىنگرد كه چگونه خدا در اوّل به آنها نيكى كرد سپس آنان را واژگون ساخت، در حالى كه خدا (بندگان را) از مكر و استدراج خويش برحذر داشته و فرموده است: فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ الله إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ«٣٧» و فرمود: وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ«٣٨» و فرمود: وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ الله وَ الله خَيْرُ الْماكِرِينَ«٣٩» و فرمود: إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً«٤٠» چنان كه براى بنده خود رها شده (در مثال گذشته) روانيست استدلال كند كه چون مولا او را به حال خود رها كرده و نعمت در اختيارش قرار داده پس او را دوست دارد بلكه شايسته است بپرهيزد از اين كه كار مولا مكرى باشد، با اين كه مولا او را از مكر خود بر حذر نداشته است. پس اگر درباره خدا چنين پرهيزى را دوست بدارد سزاوارتر است، با توجّه به اين كه خداوند با دادن نعمت پس از هر گناه او را (از مكر خويش) بر حذر داشته است. بنابراين هر كس از مكر خدا ايمن باشد مغرور و فريفته است، و منشأ اين غرور استدلال شخص مغرور به برخوردارى از نعمتهاى دنياست كه آن را دليل بر محترم بودن خود در پيشگاه صاحب نعمت مىداند، و احتمال مىرود كه محترم دانستن خود در پيشگاه خدا دليل خوارى باشد، ولى اين احتمال با هواى نفسانى سازگار نيست، چرا كه شيطان به وسيله هواى نفس به آنچه با دل سازگار است به آن متمايل مىشود
«٣٧» اعراف / ٩٩: در حالى كه از مكر (و مجازات ) خدا جز زيانكاران ايمن نخواهند بود.
«٣٨» نمل / ٥٢: آنها نقشه مهمى كشيدند و ما هم نقشه مهمى ، در حالى كه آنها خبر نداشتند!
«٣٩» آل عمران / ٥٤: و (يهود و دشمنان مسيح براى نابودى او و آئينش ) نقشه كشيدند و خداوند (بر حفظ او آئينش ) چاره جويى كرد و خداوند بهترين چاره جويان است . (شماره آيه ٤٨، آل عمران اشتباه است . - م .)
«٤٠» طارق / ١٥ - ١٧: آنها پيوسته حيله مى كنند و من در مقابل آنها چاره مى كنم حال كه چنين است كافران را اندكى مهلت ده (تا سزاى اعمالشان را ببينند). (شماره آيه ١٧، طارق ، اشتباه است . - م .)