راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٤ - بخش دوّم ريا با نوع پوشاك و رياى با هيأت
دوزخ و آخرتند و تمايل به گفته ملحدان دارند بسيار است يا از باب تمايل به افراد بىبند و بار معتقدند كه بساط شريعت برچيده شده است يا اعتقاد به كفر و بدعت دارند و خلاف اعتقاد خود را اظهار مىدارند. اينان از منافقان و رياكارهايى هستند كه در آتش مخلّدند و ريايى بالاتر از آن وجود ندارد، و حال اين گروه بدتر از حال كافرانى است كه كفر خود را آشكار مىكنند زيرا آنان ميان كفر باطنى و نفاق ظاهرى جمع كردهاند.
درجه دوّم ريا نسبت به اصول عبادتها با تصديق داشتن اصل دين همراه است و اين نوع ريا نيز گناهش در پيشگاه خدا بزرگ است ولى كمتر از نوع اوّل است، به عنوان مثال مال مردى در دست ديگرى است و به او فرمان مىدهد كه از بيم نكوهش (مردم) زكات بدهد در حالى كه خدا مىداند كه اگر مال در دست خودش مىبود زكات نمىداد.
يا وقت نماز مىرسد در حالى كه او در ميان گروهى است، پس با آنها نماز مىگزارد با آن كه عادتش آن است كه در خلوت نماز را ترك كند. همچنين ماه رمضان روزه مىگيرد در حالى كه مىخواهد پنهان از مردم باشد تا افطار كند در نماز جمعه حاضر مىشود و اگر از بيم نكوهش (مردم) نباشد هرگز به نماز جمعه نمىرود يا صله رحم مىكند و به پدر و مادرش نيكى روا مىدارد امّا نه به خاطر ميل به ثواب بلكه از ترس مردم يا به جنگ مىرود و حجّ مىگزارد و قصدش رياكارى است. اين گونه رياكار اصل ايمان به خدا را دارد و معتقد است كه جز او معبودى نيست و اگر به او تكليف شود كه غير خدا را بپرستد و برايش سجده كند اين كار را نخواهد كرد، ولى بر اثر تنبلى عبادات را ترك مىكند و آنگاه كه مردم از عبادت او آگاه شوند بر سر نشاط مىآيد و به عبادت مىپردازد و برايش منزلت داشتن در نزد مردم محبوبتر از منزلت داشتن در پيشگاه خداست و بيم از نكوهش مردم بيشتر از بيمش از كيفر خداست و رغبتش به ستايش مردم بيشتر از پاداش خداست و اين كمال نادانى است و صاحب اين ريا سزاوار خشم الهى است، اگر چه از نظر اعتقادى اصل ايمان را از دست نداده است.