روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٣ - ترجمه
و رسول گفت-صلّى اللّه عليه [١]:دست نعمت خداى تعالى بالاى [٢]همه دستهاست،آنگه[گفت] [٣]:دست دهنده و بخشنده زور [٤]است،و دست خواهنده و گيرنده زير است تا به قيامت.و هركه چيزى خواهد و او را حاجت نباشد،آن سؤال او روز قيامت بر روى او خراشيدگيها و جراحتها شود.گفتند:يا رسول اللّه!چه مقدار باشد كه مرد به آن مستغنى بود از سؤال؟گفت:پنجاه درم يا بهاى آن از زر.
و رسول-عليه السلام-گفت:
لا تزال المسألة بالعبد حتى يلقى الله و ما في وجهه مضغة [٥]لحم ،گفت سؤال بنده را به جايى آرد كه چون با پيش خداى شود بر روى او هيچ گوشت نبود [٦]و هركه او را نفسى بود [٧]و خواهد كه نفيس باشد نفاست كند، اعنى بخل كند به نفس خود و تكرّم كند از سؤال لئيمان،كه سؤال به اوّل مذلّت است،و به ميانه خوف منع،و به آخر يا منع يا منّت،و هيچ آدمى كه او را نفسى باشد خود را در اين معرض ننهد،ابن قسام گويد [٨]:
[لا تطلبنّ الى] [٩]صديق حاجة
من عفّ خفّ على قلوب العالم
انت المسوّد ما رزقت كفاية
فاذا طلبت ذللت ذلّ الخادم
و لابي عبد اللّه الازدي [١٠]:
ابا هاني لا تسئل النّاس و التمس
بكفّيك فضل اللّه و اللّه اوسع
فلو [١١]تسئل النّاس التّراب لأوشكوا
اذا قلت هاتوا ان يملّوا فيمنعوا [١٢]
و لابي هفان البصرى [١٣]:
اقسم باللّه لرضخ [١٤]النّوى
و شرب[ماء] [١٥]القلب المالحة
اعزّ للإنسان من حرصه
و من سؤال الأوجه الكالحة
[١] .همه نسخه بدلها بجز تب+و اله.
[٢] .تب،مج،وز:زبر،دب،آج،لب،فق،مب،مر:زور.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به تب افزوده شد.
[٤] .مج،آج،لب،فق،مب،مر:زبر.
[٥] .اساس كه نونويس است،مزغه،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .اساس كه نونويس است:نباشد،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .تب:باشد.
[١٣] [١٠] [٨] .تب+شعر.
[١٥] [٩] .اساس كه نونويس است:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .اساس كه نونويس است:فلا،با توجّه به مج تصحيح شد.
[١٢] .تب:فيمنع.
[١٤] .تب:لرضع.