روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٦ - ترجمه
نكند[يا قبيحى] [١]بكند يا نذر كند كه هرگه كه او را معصيتى ميسر شود كارى كند از خير،اين جمله نذر معصيت باشد،وفا كردن به او واجب نباشد.
و بعضى [٢]دگر آن بود كه:نذر كند بر كارى از كارهاى مباح و حلال [٣]چون شركت و سفر [٤]و تجارت و صناعت و تزوّج و تزويج،نگاه كند اگر صلاح باشد كردن آن وفا كردن به آن واجب بود،و اگر مصلحت نباشد [٥]كردن آن وفا كردن به آن واجب نبود،و در مخالفت آن كفّارت واجب نباشد.و به كفّارت يا بردهاى آزاد كند يا شصت مسكين را طعام دهد،يا دو ماه پيوسته روزه دارد بر سبيل تخيير،اين [٦]كفّارت نقض نذر باشد.
و اصل كلمت از خوف است،يقال:نذرت بالقوم اذا علمت بهم و بكيدهم فاستعددت لهم و انذرت فلانا اذا اعلمته [٧]بما تخوّفه به،و منه:[٣٦٤-پ]النّذير و المنذر،[براى آنكه [٨]نذر برآن [٩]زنده كه ترسد كه مبادا [١٠]كه تقصير افتد در آن، و نذرت النّذر اذا عقدته على نفسك] [١١].و نذر و عهد و عقد متقارب المعنى است،و حكم [١٢]نذر و عهد در شرع يكى است،قال الشّاعر [١٣]:
هم ينذرون دمي و ان
ذر ان لقيت بأن اشدّا
فَإِنَّ اللّٰهَ يَعْلَمُهُ
،«ما»مجازات راست في نحو قولك:ما تصنع اصنع،هر نفقهاى كه كنى يا نذرى كه ببندى [١٤]خداى تعالى داند.و«فا»براى جزاى شرط
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به تب افزوده شد.
[٢] .اساس كه در اين مورد نونويس است:و نوعى،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .همه نسخه بدلها كلمه«و حلال»را ندارد.
[٤] .اساس كه در اين مورد نونويس است:و بيع،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .همه نسخه بدلها:نبود.
[٦] .اساس:آن،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .آج،لب،فق:اعلمته.
[٨] .مج،وز،دب،آج،لب+بند.
[٩] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:براى.
[١٠] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:نبادا.
[١١] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٢] .تب،آج،لب،فق،مب،مر+هر دو اعنى،مج،وز:و معنى هر دو اعنى.
[١٣] .تب+شعر.
[١٤] .اساس كه در اين مورد نونويس است:كنيد،مج،وز،آج،لب:ببنديد،تب:بنديد،دب:كه كنى و بندى، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.