روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٣ - ترجمه
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشٰاءُ ،حكمت به آنكس دهد كه او خواهد.سدّى گفت:
مراد به حكمت نبوّت است.عبد اللّه عبّاس و قتاده و ابو العاليه گفتند:مراد علم قرآن است،ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و مقدّم و مؤخّر و حلال و حرام.
ضحّاك گفت:مراد قرآن است و حفظ او و فهم معانى او،و گفت:در [١]قرآن صد و نه آيت است از ناسخ و منسوخ،و هزار آيت است در حلال و حرام،و هيچ مؤمن را روا نبود كه رها كند ناآموخته تا بنياموزد [٢]،بياموزى آن را تا چون اهل نهروان نباشى.
مجاهد گفت:مراد علم فقه است،و هم او گفت به روايت ابن ابي نجيج كه:
مراد اصابت قول و فعل است كه مرد [٣]در آنچه كند و گويد مصيب باشد.ابن زيد گفت:مراد عقل است.بعضى دگر گفتند:مراد معرفت است.ربيع انس گفت:
مراد ترس خداست،بيانش
قول رسول-عليه السلام: خشية الله راس كل حكمة.
سهل بن عبد اللّه گفت:مراد به حكمت سنّت است.اهل اشارت گفتند:علم لدنّى است.بعضى ديگر گفتند:خداى [٤]را گواه كردن است بر جميع احوال.
ابو عثمان النّهدىّ گفت:نور الهى است كه فرق كند ميان وسواس و الهام.و گفتهاند:
مراد تجريد سرّ است از خلق براى حق.بعضى دگر گفتند:هى سرعة الجواب مع اصابة الصّواب[٣٦٣-پ].و اهل لغت گفتند در حدّ حكمت:كلّ فضل [٥]جزل من قول او فعل،و اصل او از منع باشد،و منه حكمة الدّابة،و منه قول الشّاعر [٦]:
ابني حنيفة احكموا سفهائكم
كنانى [٧]گفت:خداى تعالى پيغمبران را براى نصيحت خلقان فرستاد،و كتابها براى تنبيه دلهاى ايشان،و حكمت براى [٨]سكون ارواح ايشان.پيغامبر دعوت مىكند با امر خداى،و كتاب دعوت مىكند به احكام او،و حكمت دعوت مىكند با فضل او.
[١] .اساس:و گفتند،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .تب،مر:تا نياموزد.
[٣] .تب:كه مراد.
[٤] .تب+تعالى.
[٥] .تب،مج،وز،دب،آج،لب:فصل.
[٦] .تب+شعر.
[٧] .اساس كه در اين مورد نونويس است:كسائى،با توجّه به مج تصحيح شد،تب،مر:كيانى،لب،فق:كتابى.
[٨] .آج،لب:حكمت را به.