روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٧ - ترجمه
كه نه عمد باشد،براى آنكه بر عفو آنكه [١]بر سبيل عمد باشد قطعى نيست.
ابن زيد گفت: إِنْ نَسِينٰا ،اگر فراموش كنيم چيزى از واجبات و فرائض [٢]،او اخطأنا،يا ارتكاب كنيم چيزى از محرّمات.
عبد اللّه عمر شنيد از مردى كه مىگفت:اللّهمّ اغفر لي خطاياى،بار خدايا خطاهاى من بيامرز.او گفت:اى مرد از خداى خواه تا عمدت بيامرزد كه خطايا خود مغفور است،و آن نيز وجهى نيك است كه گناه را بر اطلاق اگر عمد باشد اگر سهو خطا خوانند،براى آنكه خلاف صواب باشد.
نافع روايت كرد از عبد اللّه عمر [٣]كه رسول-عليه السلام-گفت:
رفع عن امّتى الخطاء و النّسيان و ما استكرهوا عليه، از امت من برداشتند خطا و نسيان و آنچه ايشان را برآن اكراه كنند.
رَبَّنٰا وَ لاٰ تَحْمِلْ عَلَيْنٰا إِصْراً .بعضى مفسران گفتند:عهدا او [٤]ميثاقا،بار خدايا بر ما منه عهدى و ميثاقى-يعنى تكليفي-كه ما به آن قيام به دشخوارى [٥]توانيم كردن،پس ما را به آن مؤاخذه باشد چنان كه جهودان را،بيانش قوله: وَ أَخَذْتُمْ عَلىٰ ذٰلِكُمْ إِصْرِي [٦]...،اى عهدي،و اين قول مجاهد [٧]و عطا و قتاده و ضحّاك و ربيع و مقاتل و سدّى و كلبي و ابن جريج است.
و بعضى دگر گفتند:مراد به«اصر»ثقل است،بار خدايا بار گران در تكليف بر ما منه چنان كه بر آنان نهادى كه پيش ما بودند،و آن آن بود كه در اخبار مىآيد كه:
خداى تعالى در شبان روز [٨]پنجاه نماز بر امّت موسى نهاد،و ايشان را به زكات ربع مال فرمود دادن،و چون جامهشان پليدى رسيدى [٩]ببايستى بريدن و نمازشان جز در مسجد روا نبودى،و چون آب نيافتندى،تيمّم روا نبودى ايشان را.و چون گناهى
[١] .چاپ شعرانى(٤٣٠/٢):غفران.
[٢] .همه نسخه بدلها بجز تب+تو.
[٣] .مب:عبد اللّه عبّاس.
[٤] .اساس:و،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .مج،وز:قيام دشوار،مب،مر:قيام به دشوارى.
[٦] .سوره آل عمران(٣)آيه ٨١.
[٧] .همه نسخه بدلها+است،اساس:كلمه خطخوردگى دارد.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:شبان روزى.
[٩] .مج،وز:جامه را پليدى برسيدى،دب،آج،لب،فق،مب:جامه را پليدى رسيدى،مر:جامه را پليديى رسيدى.