روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٩ - ترجمه
ربّما جرّت الى جهنّم،باز خدايا مرا و اين قوم را از شرّ غلمه نگاه دارد كه باشد كه مردم را به دوزخ برد.
و بعضى ديگر گفتند:مراد محبّت است.بعضى ديگر گفتند:مراد عشق است.
يكى از جمله صالحان نام او خبّاب [١]گفت:به مجلس ذو النّون مصرى حاضر آمدم در فسطاط [٢]مصر،حزر [٣]كردم حاضران را كه هفتاد هزار مرد بودند.او در محبّت خداى سخن گفت،[ياز] [٤]ده جنازه بر گرفتند.يكى از جمله مريدان او برخاست [٥]و گفت [٦]:محبّت خداى تعالى گفتى،در محبّت مخلوقان چيزى بگو.آهى بزد و دست نهاد و پيرهن [٧]چاك كرد و گفت:آه غلقت رهونهم،و استعبرت عيونهم،حالفوا السهاد [٨]،و فارقوا الرّقاد [٩]،قليلهم طويل و نومهم قليل،احزانهم لا تنفد،و همومهم لا تفقد،امورهم عسيرة،و دموعهم غزيرة،باكية عيونهم.قريحة جفونهم،عاداهم الزّمان و الاهل و الجيران.
يحيى معاذ گفت:اگر عذاب قيامت به دست من بودى عشّاق را عذاب نكردمى،براى آنكه گناه ايشان اضطرارى بود نه اختيارى.
اصمعىّ گفت:در بغداد ديوانهاى را ديدم سخت زرد روى [١٠]،نحيف اندام، كودكان رسنى در گردن او[٣٨٥-پ]كرده و او را رنجه مىداشتند.چون مرا ديد گفت:يا اصمعىّ!صف لي بعض ما يعذّب اللّه به اهل النّار في النّار،وصف بكن براى من بعضى آنچه خداى تعالى اهل دوزخ را در دوزخ بدان عذاب كند.من وصف آن مىكردم،گفت:و اللّه لو عذّبهم بالحبّ و الرّقباء و الهجر لكانوا في اشدّ من عذاب النّار،به خداى كه اگر ايشان را به محبّت و رقيبان و هجر عذاب كردى،در سختتر از عذاب دوزخ بودندى [١١].
[١] .دب:خبان.
[٢] .مج،وز،دب،مر:قسطاط.
[٣] .وز،مب،مر:حرز.
[٤] .در اساس كلمه زير وصالى رفته است،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .وز:بر پاى خاست،ديگر نسخه بدلها:بر پاى خواست.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+در.
[٧] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:پيراهن.
[٨] .وز:اشهاد،دب،آج،لب،فق،مب،مر:الشّهادة.
[٩] .وز:الرّفاد،مب:الرّفادة،دب،آج،لب،فق،مر:الرّقادة.
[١٠] .همه نسخه بدلها+و.
[١١] .همه نسخه بدلها+آنگه گفت.