روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٦ - ترجمه
مكلّفان كار بر وفق عمل ايشان خواهد كردن از عدل،از آن گذشته الّا فضل نماند [١]، از هر دو گذشته جز ظلم نماند،و او-جلّ جلاله-از آن متعالى است.
رَبَّنٰا لاٰ تُؤٰاخِذْنٰا ،حقتعالى به لفظ مفاعله گفت و اگرچه از خداست تعالى پس چنان كه معاقبه.و اهل معانى در هر دو لفظ گفتند كه:چون مكلّف به اختيار بد [٢]خويش كارهايى كند كه مستحق [٣]عقوبت شود،و اگر آن نكردى او را مؤاخذت و عقوبت نبودى،پس چنانستى كه:اعان على نفسه،پس پندارى كه اين فعل-اعني معاقبت و مؤاخذت-ميان او و خداست،براى آن بر لفظ مفاعله گفت.
إِنْ نَسِينٰا ،اگر فراموش كنيم.«نسيان»ضدّ ذكر باشد.كلبى گفت:بنى اسرايل هرگه كه چيزى فراموش كردندى از آنچه ايشان را فرموده بودند،يا خطايى كردندى،خداى طعامى يا شرابى بر ايشان حرام كردى.[٣٨٤-پ]و اگر اين قول [٤]درست باشد بر وجه تغيّر مصلحت باشد نه بر وجه عقوبت،كه عقوبت مضرتى محض باشد مستحق مقارن با استخفاف و اهانت.
امّا فوت منافع از باب عقوبت نباشد،چه اگر چنين بود ما و پيغامبران و فريشتگان يك ساعت از عقوبت خالى نباشيم،كه هيچ نفع نيست كه خداى تعالى كرده است با ما و الّا بيش از آن و به از آن مقدور [٥]است در هر وقتى از اوقات.
و بعضى دگر گفتند:نسيان به معنى ترك است،چنان كه گفت: نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِيَهُمْ [٦]...،اى تركوا طاعته فتركهم من الثّواب. أَوْ أَخْطَأْنٰا ،يقال:خطئ فلان يخطأ خطأ [٧]و خطأ اذا تعمّد،قال الشّاعر:
عبادك يخطئون و انت ربّ
بكفّيك المنايا لا تموت
و اخطأ اذا لم يصب،بهرى اين فرق كردند كه شنيدى بين خطئ [٨]و أخطأ.
و بعضى دگر گفتند:هر دو به يك معنى باشد،و اولىتر آن باشد كه خطايى بود
[١] .اساس كه در اين مورد نونويس است،نداند،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .مج،وز:بر،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٣] .آج+عقاب و.
[٤] .دب:اين قضيه و وجه،آج،لب،فق،مب،مر:اين وجه.
[٥] .چاپ شعرانى(٤٣٠/٢)+خدا.
[٦] .سوره توبه(٩)آيه ٦٧.
[٧] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[٨] .همه نسخه بدلها:خطأ.