روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٤ - ترجمه
حكيم بن جابر [١]روايت كند كه:جبريل-عليه السلام-آمد به رسول و اين آيت آورد و گفت:خداى تعالى بر تو و امّت تو ثنا گفت،اكنون بخواه تا بدهند.او به تلقين خداى تعالى سؤال كرد. غُفْرٰانَكَ رَبَّنٰا ،و نصب او بر مصدر بود،و تقدير اين است كه:اللّهمّ اغفر لنا غفرانا،كما قال: كِتٰابَ اللّٰهِ عَلَيْكُمْ [٢].و مثال«غفرانك»در نصب و تقدير او سبحانك است،اى [٣]نسبّحك تسبيحا،و گفتهاند:مفعول به است و تقدير آنكه:نسألك غفرانك،بار خدايا ما از تو آمرزش مىخواهيم.
وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ ،و بازگشت ما با تو است،يعنى با جايى كه در آنجا كس را حكم نباشد مگر تو را.
خداى تعالى پس از اين بيان كرد فساد قول آنان كه تكليف ما لا يطاق روا دارند،گفت: لاٰ يُكَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا ،تكليف نكند خداى هيچكس را الّا [به] [٤]وسع و طاقت او،و«وسع»نام چيزى باشد كه واسع بود بر مرد و مضيّق نبود بر او،و مثال او وجد و جهد [٥]باشد.
و گفتهاند:وسع طاقت باشد،و گفتهاند:دون طاقت باشد و جارى مجرى ضرورت است كه خداى تعالى ما را تكليف كمتر از وسع و آلت و قدر [٦]ما كرده است كه يكى از ما قدرت هفده ركعت نماز بيش دارد در شبان روز [٧]،و در سال [٨]يك ماه روزه [٩]،و در عمر يكبار حج با وجود استطاعت.
و ابراهيم بن ابي عبله خواند:الّا وسعها [١٠]،على الفعل،اى وسعها امره،او على تقدير:ما وسعها اللّه [١١]،آنگه[٣٨٤-ر]ما حذف كرد.
قومى مفسران گفتند:مراد حديث نفس است،چنان كه برفت في قوله: وَ إِنْ تُبْدُوا مٰا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ [١٢].و اگر اين روايت درست باشد [١٣]،گمان برده باشند
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:حكيم بن خالد.
[٢] .سوره نساء(٤)آيه ٢٤.
[٣] .مج،وز:انّى.
[٤] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٥] .همه نسخه بدلها:جدّوجهد.
[٦] .همه نسخه بدلها:قدرت.
[٧] .مر:شبانه روز.
[٨] .آج،فق،مب،مر:سالى.
[٩] .فق+دارد.
[١٠] .مر:وسعها.
[١١] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[١٢] .سوره بقره(٢)آيه ٢٨٤.
[١٣] .همه نسخه بدلها بجز تب+همانا ايشان.