روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٦ - ترجمه
او حرفي نباشد و ابتدا خواهى كنى به آن [١]لا بدّ مكسور بايد،و اگر پيش او حرفي بود «واو»يا«فا»يا جز آن،عرب بيشتر برآنند كه تسكين كنند براى تخفيف [٢]را.و معنى آن است كه:چون چنين بود كاتبى [٣]عدل بايد كه [٤]اين نوشته [٥]دين از ميان داين و مدين [٦]يا بايع و مشترى بنويسد بحقّ و عدل و داستان [٧]چنان كه در آنجا حيفي و ظلمى و زيادتى و نقصانى نباشد،و تقديم و تأخير اجل نباشد،و چيزى نباشد كه حقّ صاحب حقّى از ايشان باطل كند [٨]،چنان كه ايشان ندانند.
وَ لاٰ يَأْبَ كٰاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمٰا عَلَّمَهُ اللّٰهُ فَلْيَكْتُبْ ،و نبايد كه ابا كند نويسنده ازآنكه بنويسد [٩]چنان كه خداى تعالى آموخته باشد او را،براى آنكه در عهد رسول -عليه السلام-نويسندگان اندك بودند خصوصا آنان كه اين دانستند نوشتن.
و علما خلاف كردند در آنكه اين نوشتن بر نويسنده واجب است يا نه [١٠][و تحمّل شهادت بر گواه واجب است يا نه.گروهى] [١١]گفتند:واجب است،و اين قول مجاهد است و ربيع و مذهب اهل ظاهر.و حسن بصرى گفت:واجب بود آنجا كه حقّ كسى ضايع خواهد شدن و كسى دگر نبود كه بنويسد،امّا چون دگر كس باشد بر او معيّن نبود.و[بر] [١٢]مذهب ما و بيشتر فقها واجب نيست [١٣]،اگر بنويسد متبرّع باشد، و اگر اجرتى خواهد[برآن ] [١٤]او را رسد.
و ضحّاك گفت:واجب بود،و لكن منسوخ شد بقوله: وَ لاٰ يُضَارَّ كٰاتِبٌ وَ لاٰ شَهِيدٌ .سدّى [١٥]گفت:واجب باشد بر او [١٦]در حال فراغ.
[١] .همه نسخه بدلها:به او.
[٢] .اساس كه نونويس است:آن حرف،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:كاتب.
[٤] .همه نسخه بدلها:تا.
[٥] .تب:نبشته.
[٦] .اساس كه كلمه نونويس است:مديون،با توجّه به ضبط تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .كذا در اساس و ديگر نسخه بدلها.
[٨] .اساس كه كلمه نونويس است:شود،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .تب:نويسد.
[١٠] .اساس كه نونويس است:نيست،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] [١١] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٢] .اساس:ندارد،از تب افزوده شد.
[١٣] .همه نسخه بدلها بجز تب+و.
[١٥] .همه نسخه بدلها:و سدّى.
[١٦] .تب+و.