روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٨ - ترجمه
فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ ،بايد كه ولىّ او و قيّم به كار او و آنكه با او اولىتر باشد املا كند به عدل و داستان [١]و راستى.
آنگه بيان كرد كه به اين قناعت نبايد كردن تا گواه بر گيرد و دو گواه را از جمله مردان كه اهل گواهى باشند [٢].اين«سين»طلب راست،كالاستفهام و الاستعلام و الاستخبار،اى اطلبوا منهما الشّهادة. مِنْ رِجٰالِكُمْ ،يعنى مردان بالغ آزاد كه نه كودك باشند و نه بنده،و اين مذهب ابو حنيفه است و سفيان و مالك[و شافعى] [٣]و بيشتر فقها،و مذهب شريح و ابن سيرين آن است كه:گواهى بنده در دين مقبول باشد،و [٤]به نزديك ما هم چنين باشد [٥]،حريّت شرط نيست در قبول شهادت،و انّما [٦]آنچه شرط است ايمان است و عدالت.
و ابو ثور و عثمان البتّي و شريح و انس بن مالك و ابن سيرين با ما موافقند [٧]در اين، و تمسك فقها به اضافه في قوله: مِنْ رِجٰالِكُمْ ،در آنچه آزادى [٨]شرط است معتمد نيست،براى آنكه ايشان نيز با ما مضافند،چنان كه حقتعالى گفت: وَ الصّٰالِحِينَ مِنْ عِبٰادِكُمْ وَ إِمٰائِكُمْ [٩].
فَإِنْ لَمْ يَكُونٰا رَجُلَيْنِ ،اگر دو مرد نباشند،يعنى اگر گواه دو مرد نباشند.و اسم «كان»مضمر است،و تقديره [١٠]:فان لم يكن الشّاهدان رجلين فَرَجُلٌ [١١]،«فا»براى جزاى شرط [١٢]آمد.امّا رفع«رجل»محتمل است چهار وجه را:
يكى فليكن رجل و امراتان،دوّم:فليشهد رجل و امراتان،سيم [١٣]:فالشّاهد رجل و امراتان،چهارم:فرجل و امراتان يشهدون [١٤]،اول اسم«كان»باشد مقدّر،دوم فاعل فعلى محذوف باشد،سيم [١٥]خبر مبتداى[٣٧٦-پ]مقدّر باشد،چهارم مبتدا باشد
[١] .مج،مب:راستان.
[٢] .چاپ شعرانى(٤١١/٢)+و استشهدوا شهيدين.
[٣] .اساس كه در اين مورد نونويس است:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .مب+.
[٥] .اينهمه نسخه بدلها بجز تب:است.
[٦] .تب،دب،فق،مب:امّا.
[٧] .مب:موافقت كردند.
[٨] .اساس كه نونويس است:از ما،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .سوره نور(٢٤)آيه ٣٢،تب+قال اللّه تعالى.
[١٠] .همه نسخه بدلها:تقدير اين است.
[١١] .آج+و امراتان.
[١٢] .تب:براى شرط و جزا.
[١٥] [١٣] .تب:سيوم،مج،وز:سهام.
[١٤] .تب:تشهدون.