روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٦٤
گفت:خداى تعالى از شما سه چيز مىپسندد،و سه چيز را كاره است.آنچه مىپسندد آن است كه او را پرستى [١]،و به او شرك نيارى [٢]،و به حبل خداى اعتصام كنى [٣]و متفرّق نشوى [٤]و فرمان برى [٥]گماشتگان او را.و آنچه كاره است آن را،قيل و قال است و كثرت سؤال،و [٦]اضاعت مال.
سماك الحنفيّ گويد:به نزديك عبد اللّه عبّاس شدم و گفتم:اى پسر عمّ رسول! قومى كه به ما مىآيند و صدقه مىخواهند،تعدّى و بىرسمى مىكنند.روا باشد كه ايشان را منع كنيم؟و مراد به صدقه زكات است.گفت:نه،يا حنفيّ اعطهم صدقتهم [٧]،صدقهشان بده،و ان اتاك اهدل [٨]الشّفتين منتفش المنخرين،يعنى زنجيّا،و اگر همه زنگى باشد [٩]لبها در آويخته و بينى درها دريده [١٠]،نيك شترى باشد آنچه مرد بر او نشيند بر جان و مال و اهلوعيال ايمن باشد،يعنى زكات كه به نايب امام [١١]دهد.
آنگه گفت:يا حنفيّ!الجماعة الجماعة،ملازمت جماعت كن كه امّتان گذشته به مفارقت [١٢]جماعت هلاك شد [١٣]،نبينى تا [١٤]خداى تعالى چگونه گفت:
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا .
[ابان بن تغلب روايت كند از صادق جعفر محمّد [١٥]-عليهما السلام-كه او گفت:
نحن حبل اللّه الّذين قال اللّه-عزّ و جلّ:و اعتصموا بحبل اللّه جميعا و لا تفرّقوا] [١٦]، گفت:ماييم آن حبل خداى كه خداى تعالى گفت[دست] [١٧]در او زنى [١٨]و
[١] .مب،مر:پرستيد.
[٢] .مر:نياريد.
[٣] .مر:كنيد.
[٤] .مب،مر:نشويد.
[٥] .مب،مر:بريد.
[٦] .وز:ندارد.
[٧] .مر:اعطيهم صدقاتهم.
[١٦] [٨] .وز:اهدك،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .دب:زنجى باشد.
[١٠] .كذا:در مج،وز،دب:بينيها دريده،ديگر نسخه بدلها:بينى دريده.
[١١] .مب:نايب الامام.
[١٢] .وز:بمن رقه.
[١٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:شدند.
[١٤] .وز،آج،لب:كه.
[١٥] .دب:جعفر بن محمّد،مر:امام جعفر صادق.
[١٧] .مج:ندارد،از وز افزوده شد.
[١٨] .مب،مر:زنيد.