روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٦٢
الحوض، گفت:من مىروم و در ميان شما دو خليفه رها مىكنم،يكى از يكى مهتر [١].اگر پى ايشان گيرى گمراه نشوى [٢]:يكى كتاب خداست رسنى از آسمان به زمين فروگذاشته،و يكى عترت و اهل البيت من،و خداى لطيف خبير مرا خبر داد كه:ايشان از يكديگر جدا نشوند تا بر كتاب حوض با پيش من آيند.
مقاتل بن حيّان گفت:بحبل اللّه،اى بأمر اللّه و طاعته،به فرمان و طاعت خدا.
ابو العاليه گفت:باخلاص توحيد اللّه.ابن زيد گفت:بالإسلام.
وَ لاٰ تَفَرَّقُوا ،و پراگنده مشويد چنان كه جهودان و ترسايان.زيد الرّقاشىّ روايت كند از انس مالك كه رسول-عليه السلام-گفت:بنى اسرايل بر هفتاد و يك فرقه شدند [٣]،و امّت من بر هفتاد و دو [٤]فرقه شوند،همه به دوزخ شوند مگر يكى از ايشان.
گفتند:يا رسول اللّه!آن يكى كدام است؟دست فراهم گرفت و گفت:جماعت [٥]، آنگه بخواند: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا .
ابان بن تغلب روايت كند از فضل بن عبد الملك الهمدانى [٦]از زاذان [٧]گفت:
به نزديك اميرالمؤمنين -عليه السلام-حاضر بودم در مسجد كوفه،راس الجالوت را كه سر احبار جهودان بود،و جاثليق را كه امام ترسايان بود پيش او آوردند به مدافعتى عنيف.اميرالمؤمنين گفت:
ارفقوا بهما، مدارا كنيد با ايشان.
آنگه روى به راس الجالوت كرد و گفت:
ويلك يا راس الجالوت، دانى تا جهودان از پس موسى بر چند فرقه شدند؟گفت:نه،در كتاب نگرم و بگويم،گفت:
لعنك اللّه من رئيس قوم اذا اتوك في حلالهم و حرامهم،قلت انظر في كتابي و اقول أ رأيت لو احترق الكتاب او سرق، لعنت بر او [٨]باد از رئيس قومى چون با تو رجوع كنند در حلال حرامشان گويى در كتاب نگرم و بگويم،اگر كتاب سوخته شود يا بدزدند چه خواهى كردن؟آنگه با جاثليق نگريد و گفت:ترسايان پس [٩]عيسى بر
[١] .آج،لب،مب:بهتر.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:گيريد گمراه نشويد.
[٣] .مر+و نصرانى بر هفتاد و دو فرقه شدند.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر:هفتاد و سه.
[٥] .مر:جماعتى.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:فضيل بن عبد الملك الهمدانى.
[٧] .كذا:در مج،وز،دب،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٨] .آج،مر:بر تو.
[٩] .دب:از پس،آج،لب،فق،مب+از،مر:بعد از.