روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥٩
وَ لاٰ تَمُوتُنَّ إِلاّٰ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ،و بنايد كه مرگ به شما آيد الّا و شما مسلمان باشيد [١].به ظاهر نهى است از مرگ،و به معنى امر است به استقامت بر اسلام و ايمان،چنان كه يكى از ما گويد:لا اراك الّا قائما،نبايد كه من تو را بينم الّا ايستاده،به ظاهر نهى است خود را از رؤيت،و به معنى امر است او را به قيام و استدامت آن.
وَ أَنْتُمْ ،«واو»حال راست،و از حقّ از آن است كه از پس او مبتدا و خبر آيد در محلّ نصب بر حال يا فعل و فاعل هم در اين محلّ.
گفتهاند:مراد به مسلمان [٢]اين جا مؤمن است،و گفتهاند:مخلص است.و گفتند [٣]:مفوّضين اموركم الى اللّه،كارهاى خود با خداى افگنده.فضيل گفت:
محسنون الظّنّ باللّه،گمان نيكو برند به خداى.
مجاهد روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه،رسول-صلّى اللّه عليه و آله-گفت:
يا ايّها الّذين آمنوا اتّقوا اللّه حقّ تقاته و لا تموتنّ الّا و انتم مسلمون،فلو انّ قطرة من الزّقّوم قطرت في الارض لأمرّت على اهل الارض معيشتهم فكيف بمن هو طعامه، گفت:اى مؤمنان از خداى بترسيد حقّ ترسيدنش،و نبايد كه مرگ به شما آيد [٤٤٦-ر]الّا و شما مؤمن مخلص باشيد كه اگر قطرهاى زقوم [٤]دوزخ بر زمين چكد، زندگانى بر اهل دنيا تلخ شود [٥]،چگونه بود حال آنكس كه همه طعامش از آن باشد.
انس مالك روايت كند كه:هيچ بنده نباشد كه از خداى بترسد حقّ ترسيدنش،و الّا زبان نگه دارد.
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً ،حقتعالى گفت:بندگان من!دست در رسن من زنيد [٦].و«حبل»كنايت باشد از دين و عهد و امان و مودّت [٧]و خويش و قرابت،و اصل او سبب باشد كه به او به چيزى رسند،چنان كه به رسن به آب رسند.آنچه مرد آن را وصله و سبب سازد كه به او به كارى رسد آن را حبل گويند بر سبيل تشبيه و
[١] .آج،لب،فق:باشى/باشيد.
[٢] .دب،مب،مر:مسلمانان.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:گفتهاند.
[٤] .مب:از زقوم.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر+پس.
[٦] .آج،لب،فق:زنى/زنيد.
[٧] .مج:از اين جا بظاهر افتادگى دارد،لكن دنباله مطلب در دو صفحه بعد قرار گرفته يعنى برگ[٤٤٨-پ].