روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٩ - ترجمه
اهل تواريخ گفتند:چون مريم به عيسى بار[بر] [١]گرفت،او را سيزده سال بود، و عيسى به بيت لحم زاد به زمين اورى،شصت[و] [٢]پنج سال گذشته از غلبه اسكندر بر زمين بابل،پنجاه و يك سال گذشته از ملك اشكانيان،و خداى وحى كرد به او از پس سى سال-بر يك قول-و او را از بيت المقدّس به آسمان برد شب قدر از ماه رمضان.
و در حديث مقتل اميرالمؤمنين على-عليه السلام-آمد:
و لقد ضربت في اللّيلة الّتي قبض فيها يوشع بن نون و قبضت [٣]في اللّيلة التى عرج فيها بعيسى بن مريم، گفت:مرا در شبى ضربت زدند در مثل آن شب يوشع بن نون را وفات آمد و قبض روح من در شبى كردند كه در مثل آن شب عيسى مريم را به آسمان بردند،و آن شب بيستويكم بود،و به يك روايت اين شب[شب] [٤]قدر باشد.و چون عيسى را- عليه السلام-به آسمان بردند،او را سى و سه سال بود.و مدّت نبوّت او سه سال بود بر اين قول،و مادر از پس[آنكه] [٥]او را به آسمان بردند شش سال بماند.
إِذْ قٰالَ اللّٰهُ يٰا عِيسىٰ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ ،و ياد كن اى محمّد چون گفت خداى -عزّ و جل-[اى] [٦]عيسى من تو را توفّى خواهم كردن.
مفسران خلاف كردند در معنى«توفّى»اين جايگاه.كعب الاحبار [٧]و حسن بصرى و كلبى و ابن جريج و ابن زيد و مطر الورّاق و محمّد بن جعفر بن الزّبير [٨]گفتند [٩]:معنى قبض اوست نه معنى قبض روح و جان برداشتن.و اين قول را حجّت اين آوردند كه گفت: فَلَمّٰا تَوَفَّيْتَنِي [١٠]،اى قبضتني الى السماء حيّا،براى آنكه قوم او از پس رفع او به آسمان ترسا شدند نه از پس مرگ او،و بر اين قول«توفّى»را حمل بايد كردن على احد المعنيين،اى قابضك الىّ تامّا وافيا لم ينالوا منك شيئا،من تو را به آسمان بردم و دشمنان از تو چيزى نقصان ناكرده و فرصتى نايافته از آن مكر كه
[١] .مج،دب:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .مج:ندارد،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .اساس:قبضته،با توجّه به دب تصحيح شد.
[٤] .مج،لب،مب،مر:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] [٥] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر+گفت.
[٨] .آج،لب،فق،مب،مر+كه.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[١٠] .سوره مائده(٥)آيه ١٧.