روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٩ - ترجمه
اىعجب اين حال با حال تو نيك مىماند [١]،چون فرداى قيامت در عرصات آيى با بار گناه،آدم كه تو را بيند روى بگرداند،نوح كه تو را بيند اعراض كند،ابراهيم كه تو را بيند تبرّا كند،رسول كه تو را بيند سر در پيش افگند.چون نظر رحمت [٢]درآيد و توقيع سعادت به نام آن بنده برآيد،آدم گويد [٣]:فرزند من است،نوح گويد [٤]:
بر شريعت[٤١١-پ]من است،ابراهيم گويد [٥]:بر ملّت من است،مصطفي گويد [٦]:از امّت من است،حقتعالى گويد:اين چه دعاوى مختلف است،بنده بنده من است.
عمرو بن عوف گويد:من و سلمان و حذيفة بن اليمان و نعمان بن مقرّن المزنىّ با شش انصارى در چهل گز [٧]بوديم و به كار خود مشغول بوديم.سنگى پديد آمد بزرگ و سخت كه آهن ما [٨]برآن كار نكرد.ما سلمان را گفتيم:يا سلمان!رسول را از اين سنگ خبر ده تا چه فرمايد،آهن بر او كار نمىكند،رها كنيم يا [٩]از خط درگذريم؟كه معدل [١٠]نزديك است كه ما روا نداريم كه از خطّى كه رسول كشيده باشد تعدّى كنيم.
اىعجب صحابه رسول از خط كشيده رسول تعدّى نكردند،چه دلير مردى تو بر خداى و پيغامبر [١١]كه از خطّ[و حدّ] [١٢]ايشان پاى بيرون نهادهاى.
سلمان بيامد و رسول را خبر داد [١٣].رسول[عليه السلام] [١٤]برخاست [١٥]و به كنار خندق آمد و در آن سنگ نگريد.آنگه كلنگ از دست سلمان بستد و خود به خندق
[١] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[٢] .مب:به نظر سعادت و رحمت.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:مىگويد.
[٥] [٤] .همه نسخه بدلها:مىگويد.
[٦] .وز،دب،آج،لب،فق،مر:مىگويد.
[٧] .وز:در چهل كرد،آج،لب،فق،مب:در عمارت چهل گز،مر:در عمارت خندق.
[٨] .مج:آهن،چاپ شعرانى(٤٨٨/٢):آهنها.
[٩] .مج،وز،آج،لب،فق،مر:تا.
[١٠] .چاپ شعرانى(٤٨٨/٢)ح ش ١:يعنى جاى عدول كردن و پيچاندن خندق.
[١١] .اساس كه نونويس است:رسول،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٣] .وز:بداد.
[١٤] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٥] .دب،لب،مب،مر:برخواست.