روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٠ - ترجمه
فروشد و يك زخم برد،آن سنگ بشكافت و ثلثى از او شكسته شد،و نورى ازآنجا بتافت كه جمله مدينه نور بگرفت،پنداشتى چراغى است در خانهاى تاريك[و] [١]رسول-عليه السلام-تكبير كرد تكبير [٢]فتح.و مسلمانان تكبير كردند.آنگه ضربهاى [٣]ديگر بزد و ثلثى ديگر از سنگ بشكست،نورى عظيم پيدا شد كه جمله مدينه [٤]بگرفت و رسول-عليه السلام-تكبير كرد [٥].و به زدن سيم [٦]جمله سنگ برداشت و نور پيدا شد،رسول-عليه السلام-تكبير [٧]كرد و سلمان دست رسول گرفت [٨]و رسول-صلّى اللّه عليه و آله-بر بالا بر آمد.
سلمان گفت:يا رسول اللّه!امروز[ما] [٩]عجايبى ديديم كه مانند آن نديديم هرگز.رسول-عليه السلام-گفت:بلى،چون ضربت اوّل بزدم و آن نور پيدا شد،در ميان [١٠]آن نور كوشكهاى حيره و مداين كسرى به من نمودند.
كأنها ابيات الكلاب ،پنداشتى خانههاى سگان است.و جبريل مرا خبر داد كه:امّت من برآن ظفر يابند.
آنگه ضربت دوم [١١]بزدم و نور [١٢]پيدا شد.در آنجا كوشكهاى قيصر از زمين روم مرا پيدا شد،پنداشتى خانههاى سگان است،و جبريل مرا خبر داد كه امّت من برآن ظفر يابند.
آنگه ضربت سيوم [١٣]بزدم و نور [١٤]پيدا شد.در آنجا كوشكهاى صنعاء يمن [١٥]به من نمودند،
كانها ابيات الكلاب ،و جبريل مرا خبر داد كه امّت من برآن ظفر [١٦]يابند [١٧].مسلمانان شادمانه [١٨]شدند به اين بشارت و وعده ظفر و گفتند:الحمد للّه موعد
[٩] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .مب:بتكبير.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:ضربتى.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+نور.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:تكبير فتح بكرد،وز،دب،آج+و مسلمانان تكبير كردند.
[٦] .وز،دب،آج:سهام.
[٧] .وز،دب+فتح.
[٨] .دب:بگرفت.
[١٠] .وز،دب،آج،لب،فق:ميانه.
[١١] .مج:دوام،آج،لب:دويم.
[١٢] .وز:و آن نور،دب:و آن نور ديدى كه،آج،فق،مب:و آن نور كه ديدى،مر،لب:و آن نورى كه ديدى.
[١٣] .مج،وز،آج،لب،سهام،فق،مب،مر:سيم.
[١٤] .مب:و آن نور كه ديدى،مر:نورى.
[١٥] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[١٦] .مج:ظاهر،وز،دب:طاهر،آج،لب،فق:ظافر.
[١٧] .مج،وز،دب،بباشند،آج،لب،فق:باشند.
[١٨] .مب،مر،لب:شادمان،دب:شاد.