روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٩ - ترجمه
من ضلّ في الدّين فانّي مهتدي
دعبل علىّ خزاعىّ چون به در مرگ رسيد،كاغذى بر گفت و [١]برآن [] [٢]نوشت:
اعد اللّه يوم يلقاه
دعبل ان لا اله الّا هو
يقولها مخلصا عساه بها
يرحمه في القيامة اللّه
اللّه مولاه و النّبىّ و من
بعدهما فالوصىّ مولاه
و وصايت كرد كه با او در كفن پيچند،همچنان كردند.چون او را دفن كردند، شب در خواب ديدند او را و گفتند:ما فعل اللّه بك،خداى با تو چه كرد؟گفت [٣]:
رحمني بتلك الابيات،به آن ابيات بر من [٤]رحمت كرد.
رسول را گفتند:تو را گواه بايد،ما خداى را نشناسيم،و گواهى پسر عمّت نپذيريم،كه او از تو است.گفت:هرچه انگشت برآن نهى گواه من است بر صدق دعوى من.
راوى خبر گويد كه:با رسول بودم در بعضى راهها،اعرابىاى پيش ما بر افتاد.
رسول او را بپرسيد كه:تو از كدام قبيلهاى؟گفت:از فلان قبيله.گفت:كجا مىروى؟گفت:كه با قبيله مىروم،گفت:
هل لك في خير يصحبك اليها، رغبت كنى به خيرى كه در صحبت تو با قبيله تو آيد؟گفت:و ما ذاك،آن چيست؟ گفت:تشهد ان لا اله الّا اللّه و انّى رسول اللّه،گواى [٥]دهى كه خداى يكى است [٤٠٦-پ]و من رسول اويم.
اعرابى گفت:و من يشهد لك على هذا،كه گواهى [٦]دهد تو را بر اين؟رسول -عليه السلام-نگاه كرد،درختى [٧]سمره [٨]ديد عادى بر كنار آن بيابان خشك گشته،
[١] .اساس كه نونويس است+اين سه بيت،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٢] .اساس كه در اين مورد نونويس است:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .مر:گفتى.
[٤] .مب:ابيات مرا.
[٦] [٥] .همه نسخه بدلها:گواهى.
[٧] .اساس كه در اين مورد نونويس است:درخت،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .اساس كه در اين مورد نونويس است+را،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.