روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٠ - ترجمه
آدمى نيست و الّا از ميان دو انگشت از انگشتهاى خداست،و اين كنايت باشد از [سهولت] [١]تقليب آن بر او،چنان كه يكى از ما گويد:هذا الامر في يدي و في اصبعي و في خنصري،و اين كار به دست من است و در انگشت من است و در كمينه انگشتهاى [٢]من است.چون خواهد كه مبالغه كند از قدرت خود برآن و سهولت آن بر او.و دگر وجهها گفتهاند،اگر جاى حاجت باشد[گفته شود-انشاءاللّه ] [٣].
آنگه گفت:
نسئل اللّه ان لا يزيغ قلوبنا بعد اذ هدانا [٤]و ان يهب لنا من لدنه رحمة انّه هو الوهاب ،ما از خداى مىخواهيم تا دل ما ثابت دارد و بنگرداند پس از هدايت،و ما را رحمت دهد و آمرزش كه او بخشنده است،و تفسير آن است كه بگفتيم.
امّ سلمه گفت،من گفتم:يا رسول اللّه!مرا دعايى بياموزى [٥]كه نافع باشد [مرا] [٦]؟گفت:بلى،بگو:
اللّهم ربّ النّبى محمّد اغفر لي ذنبى و اذهب غيظ قلبي و اجرني من مضلاّت الفتن ما احييتني.
و گفتهاند:قلب را براى آن نام قلب كردند [٧]لسرعة تقلبه،براى آنكه زود گرده [٨]باشد،و رسول-عليه السلام-گفت:
مثل القلب كمثل ريشة بارض فلاة في يوم عاصف تقلّبها [٩]الرّيح ظهرا لبطن [١٠]، مثل دل آدمى چون پر مرغى است به زمين بيابان در روز باد سخت كه باد آن را از اين روى برآن روى مىگرداند.
ابو عبيده روايت كرد كه رسول-عليه السلام-گفت:دل فرزند آدم چون گنجشكى است در روز [١١]هفترنگ بگردد.[و رسول-عليه السلام-گفت:
لقلب ابن آدم اسرع تقلّبا [١٢]من القدر اذا استجمعت غليا ،گفت:دل فرزند آدم زودتر [١٣]گردد از ديگ در آن حال كه نيك به جوش درآيد] [١٤].
[٦] [٣] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .اساس كه در اين مورد نونويس است:انگشت،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .مج:هديتنا.
[٥] .اساس كه در اين مورد نونويس است:بياموزيد،مج،وز:نياموزى،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٣] [٧] .اساس كه در اين مورد نونويس است+كه،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٨] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:زود گرد.
[٩] .مج،وز:يقلّبها.
[١٠] .مج،دب،آج،لب،فق،مب،مر:ظهر البطن.
[١١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:روزى.
[١٢] .دب:تقلبها،آج:تقليبا.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مر+گرم.