روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٢ - ترجمه
اعنى [١]بنى هاشم،و اربعة اخماسش مهاجر [٢]و انصار را و آنان را كه از پس ايشان باشند تا به دامن قيامت به اتّفاق لا خلاف [٣].
آنگه بيان كرد كه:آنان كه پس از مهاجر و انصارند با آنكه مستحقّ نهاند [٤]، يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا [٥]...،مىگويند:بار خدايا بيامرز ما را،اى قائلين.همچنين در [٦]آيت ما راسخون [٧]علم با آنكه تأويل متشابه دانند،مىگويند: آمَنّٰا بِهِ ،و اين مثالى روشن است،و مثال او از شعر عرب قول يزيد بن مفرّغ في عبد له يسمّى بردا قد باعه ثمّ ندم على بيعه،فقال:
و شريت بردا ليتني
من بعد برد كنت هامه
من هامة تدعو صدى
بين المشقّر فاليمامه
الرّيح تبكي شجوها
و البرق يلمع في الغمامه.
«واو»في قوله:«و البرق»،«واو»عطف است،و«يلمع»،در جاى حال است،و معنى آن است كه:و البرق ايضا يبكيه لا معا في الغمامة،و اگر نه چنين گويند معنى تباه شود،[براى آنكه اگر [٨]و البرق به ابتدا كنند و يلمع خبر او كنند، معنى ندارد،چه برق از ابر هميشه لمعان زند.آنگاه اين حديث اجنبى شود از آنچه مراد شاعر است در غرض او و معنى،فاسد.پس اين قول بهتر است] [٩]و به ظاهر لا يقتر است.
دگر آنكه خداى-جلّ جلاله-اين كتاب به لغت عرب فرستاد، بِلِسٰانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ [١٠]،در او الغاز و تعميه نيست [١١]،و گفت:
[١] .همه نسخه بدلها بجز مج،وز:يعنى.
[٢] .دب:مهاجرين.
[٣] .همه نسخه بدلها:بر اجماع بلا خلاف.
[٤] .مج،دب:مستحق نىاند،چاپ شعرانى(٤٤٦/٢):مستحق خمس نهاند.
[٥] .سوره حشر(٥٩)آيه ٦.
[٦] .مب+.
[٧] .اينهمه نسخه بدلها بجز مب:راسخان.
[٨] .مج،وز:ندارد،با توجه به دب و ديگر نسخه بدلها آورده شد.
[٩] .اساس:ندارد،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها آورده شد.
[١٠] .سوره شعر(٢٦)آيه ١٩٥.
[١١] .اساس:است،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.