روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣ - ترجمه
بازگشت و لشكر را فرمود به وقت بازگشتن كه:هريكى سپرى از خاك بر گيرى و در بيت المقدّس اندازى.بكردند [١]تا كوهى عظيم پيدا شد آنجا از خاك.
چون ايشان بازگشتند ارميا بر خر نشست و روى به بيت المقدّس نهاد.پارهاى انگور داشت در سلّهاى و پارهاى عصير داشت.چون برسيد آن خرابى ديد و آن كشتگان را،گفت: أَنّٰى يُحْيِي هٰذِهِ اللّٰهُ بَعْدَ مَوْتِهٰا بر سبيل تعجّب،و آنجا فرود آمد و خر را ببست و چيزى كه داشت آنجا بنهاد.خواب بر او غلبه كرد و بخفت.خداى در خواب جان از او بستد و [٢]او بمرد.آنجا صد سال مرده افگنده [٣]بود،خداى تعالى او را از چشم مردمان پنهان كرد و گوشت او از سباع[زمين] [٤]نگاه داشت.
چون هفتاد سال بر آمد،خداى تعالى فرمود پادشاهى را از پادشاهان پارس تا بيامد و بيت المقدّس را آبادان كرد.او بيامد و هزار قهرمان را بر گماشت،هر قهرمانى را سيصد هزار مرد كار كن زيردست [٥]بودند تا در مدّت اندك بيت المقدس و شهرها و دهها [٦]باز كردند نكوتر ازآنكه بود.و خداى تعالى بختنصّر را هلاك كرد.و آنان كه از بنى اسرايل مانده بودند،با بيت المقدّس آمدند و عمارت مىكردند در مدّت سى سال تا به ازآنكه بود باز كردند.
چون صد سال از آن واقعه [٧]و خواب ارميا بر آمد،خداى تعالى او را زنده كرد.او برخاست طلب خر كرد.خر [٨]نديد،رسن مانده بود از او،و جز استخوانهاى سپيد [٩]نمانده بود،و انگور و عصير او بر حال خود مانده بود.از آسمان آوار [١٠]آمد كه:اى
[١] .تب:چنان كردند.
[٢] .اساس:با خطى متفاوت از متن نوشته«جان او قبض نمود»،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .مب:افتاده.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .مب+او.
[٦] .تب،آج،لب،فق:ديهها،مب،مر:قريهها.
[٧] .اساس:وقعه،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .آج+را.
[٩] .مج،وز:استخانها سفيد،دب:استخوانهاى پوسيده سپيد شده،آج،لب،فق:استخوانهاى پوسيده سپيد،مب: استخوانهاى سپيد پاكيزه،مر:استخوانهاى سفيد پوسيده.
[١٠] .اساس:در حاشيه زير وصّالى رفته و كلمه به صورت«ندا»دوبارهنويسى شده،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.