روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠ - ترجمه
تعالى ارميا را به پيغامبرى بفرستاد،او را گفت:يا ارميا!من پيش ازآنكه تو را آفريدم تو را برگزيدم،و پيش ازآنكه تو را نگاشتم [١]تو را پاكيزه كردم،و پيش ازآنكه بالغ شدى تو را پيغامبرى دادم و تو را براى كارى عظيم اختيار كردم.
آنگاه به پادشاه بنى اسرايل فرستاد،و نام او ناشية بن اموص بود تا او را مسدّد [٢]كند و ترتيب كار او و اخبار غيب به وحى خداى [٣]او را معلوم كند،بيامد و مدّتى بود.
بنى اسرايل احداث بسيار كردند،و ارتكاب معاصى كردند،و حرامها [٤]حلال [٥]داشتند.خداى تعالى ارميا را گفت:بترسان اين قوم را و نعمتهاى من [٦]ياد ده ايشان را و معاصى ايشان.
او گفت:من ندانم اگر تو مرا الهام ندهى،گفت:برو كه [٧]تو را الهام دادم.
بيامد و خطبهاى بليغ كرد ايشان را،و در آنجا بگفت كه خداى تعالى مىگويد كه:
اگر توبه نكنى و اصرار نمايى،طاغيى را بر شما مسلّط كنم كه در دل او رحمت نباشد [٨]با لشكرى مثل سواد اللّيل المظلم.ايشان امتناع كردند.خداى تعالى وحى كرد به ارميا كه:من بنى اسرايل را به يافث هلاك خواهم كردن-و يافث اهل بابل بودند[٣٤٨-ر]من [٩]اولاد يافث بن نوح.
ارميا بگريست و جزع كرد،خداى تعالى گفت:تو را خوش نمىآيد كه [من] [١٠]ايشان را هلاك كنم.من ايشان را به دعاى تو هلاك كنم.ارميا دلخوش گشت و پادشاه را گفت:خداى تعالى مرا وعده داد كه تا من دعا نكنم،بنى اسرايل را هلاك نكند.
آنگه از پس آن سه سال ديگر بماندند الّا [١١]معصيت و طغيان و فساد نيفزودند،و پيغامبر و پادشاه ايشان را وعظ مىكردند و سود نبود.خداى تعالى بختنصّر
[١] .اساس به صورت«بكاشتم»هم خوانده مىشود.
[٢] .آج،لب،مب،فق،مر:مدد.
[٣] .همه نسخه بدلها+بىعيب.
[٤] .مب+را.
[٥] .وز:حلالها.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر+به.
[٧] .همه نسخه بدلها+من.
[٨] .همه نسخه بدلها بجز مب+بر شما.
[٩] .مج،دب،آج،لب،فق،مب،مر:از.
[١٠] .اساس در حاشيه زير وصالى رفته،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .همه نسخه بدلها+به.