سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٨ - دست نياز به سوي پناه بي پناهان و يار بي كسان
كريمتر از تو وارد نميشود و حاجتمندان مهربانتر و بارحمتر از تو نيافتهاند. اي بهترين كسي كه بيكسان در خلوت عنايتت راه يافتند و مهربانتريني كه گريخته و طردشده ازسوي ديگران به تو پناه گرفته است. اي خداي من، بهسوي وسعت مقام عفوت دست دراز كردهام و به ذيل كرم و احسانت چنگ زدهام. پس اي خدا، مرا محروم از خويش برمگردان و به نااميدي و خسران مبتلا نساز، اي شنواي دعاي خلق و اي مهربانترين مهربانان.
در اين فراز پاياني مناجات، حضرت خداوند را اينگونه توصيف ميكنند كه واردشوندگان و مهمانان بر كريمتر و بزرگوارتر از او وارد نميشوند و او معدن كرم و بزرگواري است. همچنين جويندگان و درخواستكنندگان رحمت و عنايت، رحيمتر و مهربانتر از او نمييابند و او داراي رحمت و خير بينهايت است و هر جويندة خير و رحمتي بايد دست بهسوي او دراز كند. همچنين براي هر تنهاي غريبي كه خويشان و دوستان، او را از خويش راندهاند و كسي را ندارد كه با او انس گيرد و جوياي حالش شود، خداوند بهترين كسي است كه ميتوان با او خلوت كرد و انس يافت و با او نجوا كرد و درد دل باز گفت. همچنين هركس كه از جايي رانده شده است و كسي نيست كه به او پناه دهد، تنها خداست كه پناهش ميدهد و او تنها در مأمن آرامشبخش جوار الهي ميآسايد.
آنگاه حضرت در بياني لطيف ميفرمايند: إِلَي سَعَةِ عَفْوِكَ مَدَدْتُ يَدِي وَبِذِيْلِ كَرَمِكَ أغْلَقْتُ كَفِّي. بايسته است كه ما مضامين اين مناجات را در خود تمثل و تحقق بخشيم، تا واقعيت آنچه حضرت ميفرمايند برايمان ملموس و محسوس شود. ازجمله اگر ما دو جملة اخير ايشان را در خود تمثل بخشيم، حال كسي را خواهيم داشت كه در بلندي و لبة پرتگاه قرار گرفته و در آستانة سقوط است و زير پايش نيز انبوهي از آتش است كه