سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٨ - دوستان خدا و مشاهدة جمال ربوبي
و داستانهاي عشقي رايج در تمام فرهنگهاي بشري شده است و در آنها بيش از هر چيز از ديدار محبوب و معشوق و لذتي كه از آن عايد عاشق ميشود و ترس و شِكوه از فراق و جدايي از محبوب سخن به ميان آمده است.
پرواضح است كه مشاهدة خداوند، مشاهدة حسي نيست؛ چون خداوند مجرد است و جسماني نيست. براي دستيابي به مفهوم و معناي رؤيت و مشاهدة خداوند، بايد به مفهوم مواجهه بين انسانها نظري افكنيم تا از آن طريق، فهم مشاهدة خداوند براي ما تسهيل شود. در ملاقاتي كه افراد با يكديگر دارند، چون ملاقات با رودررو شدن و مشاهدة صورت انجام ميپذيرد و در زبان عربي از صورت به «وجه» ياد ميشود و دو فرد ملاقاتكننده، روبهروي هم قرار ميگيرند و صورت يكديگر را مشاهده ميكنند، تعبير به مواجهه ميشود. پس منظور از ديدار و مواجهه و ازجمله ديدار عاشق با معشوق روبهرو شدن با آن حيثيت و بخشي از وجود ديگري است كه صورت و وجه ناميده ميشود و در هر ملاقاتي روي و صورت افراد است كه در برابر هم قرار ميگيرد و هيچگاه از مشاهده و ديدن پشت سر كسي، تعبير به ديدار نميشود. لازمة ملاقات با محبوب و مواجهة معشوق با عاشق، محبت و علاقهاي است كه بين آن دو برقرار است. منظور از مشاهدة خداوند و مواجهه با او، اظهار محبت خالصانه به خداوند و مواجهه با صفت رحمانيت وي و درنتيجه بهرهمند شدن از رحمت و رأفت بيكران اوست.
در هر ديداري، درك زيباييهاي محبوب به انسان لذت ميبخشد و هر قدر محبوب و يا كسي كه انسان او را مشاهده ميكند زيباتر باشد، لذت بيشتري از اين مشاهده عايدش ميشود. پس براي لذت بردن از مشاهدة كسي، در درجة اول، آن شخص بايد زيبا باشد؛ در درجة دوم بايد انسان داراي نيروي درككنندة زيبايي باشد. پس اگر انسان شخصي را زشت ميداند و زيبايي در او نميبيند، از مشاهدهاش لذت نميبرد. يا اگر آن شخص زيباست و انسان هم قبول دارد كه او زيباست، اما چشم ندارد كه به عيان