سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠ - ٣ ولايت تشريعي خداوند
برخي از بندگان مؤمن به مرحلهاي ميرسد كه اراده و خواست خداوند جانشين اراده و خواست آن بندگان ميشود و همة تصميمات و كارهاي آنها از مسير ولايت خاص الهي انفاذ و اجرا ميگردد؛ چنانكه خداوند در حديث قدسي دربارة بندگان مطيع و فرمانبردار خود كه افزون بر انجام تكليف الزامي، ميكوشند كه با انجام مستحبات به خداوند تقرب جويند، ميفرمايد: كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الّذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ الَّتي يَبْطِشُ بِها إن سَألَني أعْطَيْتُهُ وأنْ اسْتَعاذَني أعَذْتُهُ؛[١]«من گوش او ميگردم كه با آن ميشنود و چشم او ميگردم كه با آن ميبيند و دست او ميگردم كه با آن برميگيرد، اگر از من چيزي بخواهد به او ميدهم و اگر به من پناه آورد پناهش ميدهم».
همچنين با توجه به آنكه در پرتو بندگي و كسب رضايت پروردگار، بنده مشمول ولايت خاص الهي ميشود، خداوند امور و شئون وجودي وي را اداره و تدبير ميكند و اراده و اختيار خداوند جايگزين اراده و اختيار او ميگردد و كارهاي انسان بر وفق مراد و مصلحت و در مسير سعادت انجام ميپذيرد. امام حسيناِلهى اَغْنِنى بِتَدْبيرِكَ لى عَنْ تَدْبيرى وَبِاخْتِيارِكَ عَنِ اخْتِيارى؛[٢] «خدايا، با تدبير خود مرا از تدبير در كار خويش بينياز گردان و با اختيار خود [امورم را به انجام رسان] مرا از اختيار خود بينياز گردان».
٣. ولايت تشريعي خداوند
يكي از اقسام ولايت، ولايت در امور اجتماعي است كه جعلي و اعتباري ميباشد و ما در حوزة مباحث اسلامي از آن به ولايت تشريعي تعبير ميكنيم. اگر بر اساس سازوكار قانوني اين ولايت به كسي سپرده شود، مثلاً اگر سرپرستي و ولايت بر جامعهاي به كسي
[١]ديلمي، ارشاد القلوب، ج١، ص٩١. [٢]مفاتيح الجنان، دعاي عرفه.