سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٣ - نقش دنيا در لغزش و انحراف انسان
بيشتر به ما هشدار داده شده که مواظب باشيم دچار غفلت نشويم و در دام معاصي و گناهان گرفتار نياييم. پزشکان بيشتر دربارة بيماريها، ميکروبها و عواملي که موجب گسترش بيماري ميشوند سخن ميگويند و به بيماران خود سفارش ميکنند که فلان غذا را نخورند و از چيزهاي مضر پرهيز کنند تا بيماري آنان بهبود يابد و از آلوده شدن به ميکروبها و ويروسها در امان باشند. تأکيد آنان بيشتر دربارة اموري است که براي بيماران زيانآور است و کمتر مشاهده شده که پزشکي به بيماران خود سفارش کند که از خوردنيها و آشاميدنيها استفاده کنند؛ زيرا افراد بهطور طبيعي از تغذيه و تأمين نيازهاي خود غافل نيستند. بنابراين تمرکز پزشكان برروي کارهايي است که بيماران نبايد انجام دهند. انبيا و اولياي خدا و علمايي که بهمثابة طبيبان روحاني جامعهاند نيز بيش از آنکه به مردم سفارش کنند که از دنيا براي عبادت خدا و انجام وظايف خويش استفاده كنيد (که البته اين سفارش، اصل نخستين در موعظه و ارشاد و راهنمايي مردم است)، به آنان هشدار دادهاند که فريب دنيا را نخوريد و مواظب باشيد به انحراف و گناه مبتلا نشويد؛ چنانکه در جادهها علايم هشداردهنده نصب شدهاند و آن علايم مردم را از پيچهاي خطرناک و ديگر موانع و عوارض خطرساز جادهها آگاه ميکنند. اگر جادهاي صاف و هموار و خالي از خطر باشد، تابلويي براي آگاهانيدن مردم از هموار و بيخطر بودن جاده نصب نميکنند؛ بلکه علايم براي آگاه ساختن مردم از خطرات و موانع، و محلهايي است که تصادفخيزند.
وقتي ميگوييم دنيا موجب فريب و لغزش انسان ميشود، ازآنروست که در ظرف دنيا عوامل گناه و انحراف به کار ميآيند و زمينة لغزش انسان فراهم ميشود؛ اما چرا بهجهت وجود عوامل گناه و انحراف در دنيا، نسبت مکر، فريب و حيله به دنيا داده ميشود؟ براي يافتن پاسخ به اين پرسش، بايسته است که به موارد کاربرد حيله و فريب و مکر نظري بيفکنيم. فرض کنيد کسي از مسيري براي رسيدن به مقصد خود حرکت