سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٣ - آرامش و تسكين روح با ذكر خدا و تحليل فلسفي و روان شناختي آن
مناجاتها اشارات فراواني به وجود چنين حالاتي در اهلبيت(عليهم السلام) هنگام ارتباط با خداوند يافت ميشود. از جمله امير مؤمنان(عليه السلام)، چنان عاشق خداوند بود كه برخي شبها در راز و نياز و مناجات خود با خداوند چندين بار غش ميكرد. شايد برخي تصور كنند كه آن حالات فقط از خوف خدا بوده است؛ درصورتيكه همة آن حالات از خوف خدا نبوده است و شدت عشق به خداوند، و شوق به لقا و انس با او نيز چنين حالاتي را در پي دارد. اما بسياري از مردم كه نميدانند و نميفهمند كه ميتوان عاشق خداي ناديده شد و از فرط عشق به او سر از پا نشناخت و بيتاب و مدهوش گرديد، بيتابي و غش كردن از خوف خدا را باور دارند؛ اما باور ندارند كه كسي ازروي عشق و محبت به خدا از خود بيخود و مدهوش شود.
آرامش و تسكين روح با ذكر خدا و تحليل فلسفي و روانشناختي آن
در مقابل حالت دلدادگي و عشق و محبت، روح انسان گاهي دچار اضطراب و نگرانيهايي نيز ميشود كه براي انسان رنجآور است و بهرغم اينكه انسان چنين حالتي را نميپسندد و ميل ندارد كه بدان مبتلا شود، گريزي از آن نيست؛ تاجايي كه به سبب فراگيري حالت اضطراب و منفك نبودن زندگي انسان از اين حالت، برخي از فلاسفة غربي و بهويژه اگزيستانسياليستها، در مقابل فلاسفة يونان و فلاسفة مسلمانان كه انسان را «حيوان ناطق» ميدانند، انسان را «حيوان مضطرب» معرفي ميكنند و معتقدند كه «اضطراب» فصل حقيقي انسان است، نه نطق. از ديدگاه قرآن و آموزههاي ديني ما، تنها دارويي كه ميتواند اضطراب انسان را درمان كند و دلهره و نگراني او را برطرف كند و به او آرامش بخشد، ياد خداست: الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[١] «آنان كه ايمان آورند و دلهاشان به ياد خدا آرام يابد. آگاه باشيد كه دلها تنها با ياد خدا آرام مييابد».
[١] رعد (١٣)، ٢٨.