سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٥ - فضيلت ذكر و فراخوان خدا بِدان و كاستي هاي يادكرد ما از خدا
اگر خدا توفيق ندهد كه حقيقتاً او را ياد كنيم و ذكرش را بر زبان آوريم، آيا زبان و ذهن آلوده و بيمار ما شايستگي ذكر گفتن و توجه به خداوند را دارد؟ بر اساس آيات و روايات، همة رفتار و از جمله گناهان، آثار وضعي و واقعي بر وجود و روح ما دارند. براي نمونه، خداوند دربارة تجسم عيني و اثر واقعي و ملكوتي غيبت ميفرمايد: وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أيُحِبُّ أحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَ خِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ؛[١] «و بعضي از شما غيبت بعضي را نكند. آيا كسي از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردة خود را بخورد؟ بيگمان آن را ناخوش و ناپسند ميداريد؛ و از خدا پروا كنيد كه خدا توبهپذير و مهربان است». در اين آيه، غيبت كردن به مثابة خوردن گوشت مردة برادر معرفي شده است. اين حقيقت و بازتاب عيني و واقعي غيبت، در آخرت براي همگان آشكار ميشود و در دنيا نيز گرچه از چشم افراد عادي پنهان است، اولياي خدا كه خداوند چشم باطن آنها را گشوده، در همين دنيا تجسم و جلوه و تأثير واقعي چنين اعمال زشتي را مشاهده ميكنند.
علاوه بر غيبت، دروغ و فحاشي و هرگونه گناه ديگر، دل و وجود انسان را متعفن و آلوده ميكند. پس شخص گناهكار دل و دهان خود را به كثافتهاي بسياري آلوده است كه از چشم كساني كه ملكوت اعمال را مينگرند پنهان نيست. حال چگونه انسان با اين زبان متعفن، ذكر و اسم خدا را ميگويد و چگونه ميخواهد با دل آلودة خود به خداوند رو كند؟ براي روشن شدن مطلب ميتوان از تشبيهي، هرچند ناقص، بهره جست. اگر كسي عكس دوست خود را در قابي شكسته و كثيف نگهداري كند، آيا اين رفتارش توهيني به صاحب عكس نيست؟ شايسته آن است كه انسان عكس محبوبش را در قابي زيبا و تميز قرار دهد. انسان آنچه را كه برايش عزيز و مقدس است، در ظرفي
[١] حجرات (٤٩)، ١٢.