سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٦ - راهكار تقويت محبت به خدا و اولياي او
البته علم حصولي و ذهني به خداوند بلندمرتبه نيز ميتواند موجب گسترش آن معرفت حضوري و قلبي شود. اين بهدليل ارتباط بين علم حصولي و حضوري است كه مسئلهاي روانشناختي است. روانشناسان مسلمان و بهويژه اهل عرفان بايد اين مسئله را كانون بحث و بررسي قرار دهند و ميزان تأثير علم حصولي بر علم حضوري انسان را مشخص سازند.
انسان فطرتاً كسي را كه به او خدمت ميكند، دوست ميدارد. اگر در هنگام نيازمندي و ناداري كسي به ما كمك كند و پولي به ما قرض دهد، و بدانوسيله مشكل ما مرتفع شود، او را دوست خواهيم داشت. اگر ما باور داشته باشيم كه هرآنچه داريم از خداست و همة نعمتها را خداوند به ما ارزاني داشته است؛ همچنين اگر معتقد باشيم خداوند مادري مهربان در اختيار ما نهاد كه با همة وجود به ما خدمت كند و به پرورش و تربيت ما همت گمارد و همو اين نظام اسلامي را در اختيار ما نهاد تا در پناه آن در آسايش و امنيت بهسر بريم، آنگاه او را دوست خواهيم داشت و پيشاني شكر در پيشگاهش بر زمين ميساييم. مگر ميشود انسان كسي را كه كمكي محدود به او كرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندي را كه او را غرق نعمت ساخته و هستي و هرچه را دارد در اختيارش نهاده، دوست نداشته باشد؟
مشكل آن است كه محبت خدا در دل برخي استقرار نيافته و پايدار نشده است؛ ايشان وقتي دربارة نعمتهاي خدا ميانديشند، به ياد خداوند ميافتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتي پاي محبوبهاي ديگر به ميان ميآيد، خدا را فراموش ميكنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بين خواستههاي نفساني و دنيوي با خواستههاي الهي و معنوي، و نيز تزاحم بين محبت به غيرخدا با محبت به خدا، خواستههاي نفساني و محبت به غيرخدا را ترجيح ميدهند. ازاينرو، امام سجاد(عليه السلام) از خداوند درخواست ميكنند كه محبت به خود را چون درختي تنومند كه ريشه در اعماق وجود ايشان دوانيده باشد، قرار