سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٥ - مراتب علم حضوري به خداوند
نيست كه شناخت و ادراك حسي توسط چشم در همه يكسان انجام گيرد. براي نمونه چند نفر را در نظر بگيريد كه به جسمي مينگرند. بيترديد آنان جسم مزبور را يكسان درك نميكنند و درك و شناخت كسي كه چشمش بيناتر و سالمتر است، كاملتر از شناخت كسي است كه چشمش كمسوست. همچنين درك و شناخت كسي كه از نزديك به چيزي مينگرد، با درك كسي كه از دور به چيزي مينگرد متفاوت است. براي نمونه وقتي ما سوار هواپيما شدهايم، در لحظهاي كه هواپيما تازه از زمين برخاسته، خودروهايي را كه در خيابان حركت ميكنند بهوضوح مشاهده ميكنيم؛ اما وقتي هواپيما اوج گرفت آن خودروها را در قد و اندازة اسباببازي مشاهده ميكنيم و با افزايش فاصلة هواپيما از زمين، آن خودروها كاملاً از نظر ما محو ميشوند. پس چنانكه درك حسي افراد يكسان نيست و مشاهده با چشم سالم، با مشاهده با چشم ناسالم و يا مشاهده از نزديك با مشاهده از دور متفاوت است، علم حضوري افراد به خداوند نيز بنا بر مراتب معرفتي و وجودي آنان متفاوت است و مراتب دارد.
كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ؛[١]«همگي نماز و تسبيح خويش ميدانند». البته اين درك حضوري فروتر از درك حضوري انسانها و بهويژه اولياي خداست. همچنين علم حضوري ما به خداوند نسبت به علم حضوري لَو كُشِفَ الغِطاء مَا ازْدَدْتُ يَقيناً؛[٢]«اگر پردهها كنار روند و همة حقايق آشكار شوند، چيزي بر علم و يقين من افزوده نميشود». اگر كسي بگويد كه فاصلة ما با مقام پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و امير مؤمنان(عليه السلام) هزاران سال نوري است، سخني به گزاف نگفته است.
[١] نور (٢٤)، ٤١. [٢] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج٤٠، باب ٩٣، ص١٨٣، ح٥٤.