سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١ - مفهوم محبت و ارتباط آن با لذت
عاشق ديوانهوار و مجنونصفت در پي معشوق ميدود و بهدليل رفتار غيرعادي او را ديوانة معشوق مينامند؛ چنانكه در لغت آمده است كه هيام نوعي جنون ناشي از عشق است.[١] بالاترين مرتبة محبت «عشق» است كه در آن، عاشق خود را فاني در معشوق مييابد. واژة عشق كه خود و مشتقاتش فراوان در ادبيات عرفاني به كار رفته است، شايد بدان دليل كه در عصر نزول قرآن بهمعناي عشق و محبت مجازي غلبه يافته بود و بهمعناي عشق معنوي و عشق به خداوند به كار نميرفت، در قرآن ذكر نشده، اما در روايات استفاده شده است؛ ازجمله در روايتي رسول خدا(صلى الله عليه وآله) دربارة عشق به عبادت خداوند ميفرمايند:
أفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أ حَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَبَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَتَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا يُبَالِي عَلَى مَا أ صْبَحَ مِنَ الدُّنْيَا عَلَى عُسْرٍ أ مْ عَلَى يُسْر؛[٢] «بهترين مردم كسي است كه عاشق عبادت شود و آن را در آغوش گيرد (يعني با آن مأنوس گردد) و از صميم دل دوستش بدارد و با تن با آن بياميزد و آن را انجام دهد و خود را برايش فارغ سازد (به كار ديگري مشغول نگردد). چنين شخصي از آن باك ندارد كه زندگي دنيايش با سختي گذرد يا آساني».
مفهوم محبت و ارتباط آن با لذت
اكنون جا دارد دربارة مفهوم محبت سخن گوييم. محبت برخلاف واژگاني چون «هيام»، «ارادت» و «عشق» كه هريك براي مرتبة خاصي از آن وضع شدهاند، لفظي است عام كه در مورد همة مراتب محبت استعمال ميشود؛ گرچه در مواردي بر مرتبة خاصي از محبت
[١] ابنمنظور، [٢] محمدبنيعقوب كليني،