سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٢ - راه هاي تحصيل ادراك آگاهانه و توجه به خداوند
تبديل شود. بنابراين وقتي سؤال ميشود كه ما به ياد نميآوريم كه خداوند از ما بر ربوبيت خويش ميثاق و پيمان گرفته، پاسخ اين است كه ما بسياري از معرفتهاي پيشين خود را به ياد نميآوريم و عوامل خاص اختياري يا اضطراري، آن معرفتها را به ياد ما ميآورند.
راههاي تحصيل ادراك آگاهانه و توجه به خداوند
شايسته آن است كه انسان با اختيار و در شرايط عادي، توفيق بهيادسپاري معرفت حضوري به ربوبيت الهي را به دست آورد و آن معرفت ناآگاهانه را به معرفتي آگاهانه مبدل سازد. اكنون پرسش آن است كه چگونه انسان ميتواند آن ادراك ناآگاهانه را به ادراكي آگاهانه مبدل گرداند؟ پاسخ اين است كه براي اين منظور، دو راه پيش روي ماست: راه اول استفاده از براهين و استدلالات عقلي، نظير برهان نظم و برهان صديقين است. وقتي بهوسيلة استدلال عقلي، وجود خداوند و ربوبيت و ساير صفات الهي ثابت شد، انسان به آفريدگار هستي عالِم ميگرود. اما اين براهين چيزي فراتر از مفاهيم ذهني در اختيار انسان نمينهند و ازطريق آنها انسان به ادراكي غايبانه از خداوند دست مييابد؛ نظير آنكه براي ما ثابت شود كه اكنون كسي در خيابان راه ميرود كه علم حصولي حاصل از آن با مشاهدة عيني او متفاوت است. وقتي انسان با برهان و استدلال پي ببرد كه خدايي هست كه او را روزي ميدهد، اما ارتباطي با او برقرار نكند و دركي حضوري از او نداشته باشد، نميتواند نياز فطري خود به خداوند را تأمين سازد.
راه دوم اين است كه انسان بهگونهاي با خداوند ارتباط برقرار كند كه گويي او را ميبيند و با همة وجود، او را درك ميكند. البته اين ارتباط و شهود و ادراك حضوري كه در پرتو آن به دست ميآيد، داراي مراتب است و عاليترين مرتبة آن در اين امت