سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٠ - سختي هجران و فراق براي اولياي خدا
أرْضًا يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَتَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِينَ؛[١] بهراستي در [سرگذشت] يوسف و برادرانش نشانهها [(نشانههاي قدرت و حکمت خداوند يا هدايت)] و عبرتها براي پُرسندگان است. آنگاه که گفتند: يوسف و برادرش [بنيامين، برادر هممادري يوسف] نزد پدرمان از ما که گروهي نيرومنديم محبوبترند، همانا پدر ما [در اين مهرورزي] در گمراهي آشکار است. يوسف را بکشيد يا او را به سرزميني بيفکنيد تا روي [توجه] پدرتان تنها براي شما باشد و پس از آن [(کشتن يا دور کردن يوسف)، با توبه کردن] گروهي نيک و شايسته باشيد.
سختي هجران و فراق براي اولياي خدا
پس برخي از نيازهاي رواني از نيازهاي حيواني فراتر و مهمترند و نيازهاي معنوي و متعالي بسيار مهمتر و فراتر از ساير نيازهاي انسان هستند. ازاينرو براي کسي که نياز به لقاي زيباترين و کاملترين محبوبها، يعني خداوند را درک کرده است، فراق محبوب براي او از هر مصيبتي ناگوارتر و کشندهتر است و دوري از او دمادم بر جانش آتش و شرر ميبارد و پيوسته او را ميآزارد. امير مؤمنان فَهَبْنى يا اِلهى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ وَرَبّى، نارِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ؛[٢] «اي خداي من و سيد و مولا و پروردگارم، گيرم بر عذاب تو صبوري کنم، چگونه بر فراقت صبر توانم کرد. گيرم بر حرارت آتشت شکيبا باشم، چگونه ميتوانم از لطف و کرمت چشم پوشم؟».
(١). يوسف (١٢)،٧ـ٩.
(٢). مفاتيحالجنان، دعاي کميل.