سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٩ - روابط خاص خداوند با دوستان خود
سپاسگزاري و سپاسي را ميآموزم كه با جهل همراه نشود و توجه و ذكري را به او عطا ميكنم كه با فراموشي همراه نگردد و محبتي بدو ارزاني ميدارم كه با داشتن آن، هيچ محبتي را بر محبت من ترجيح ندهد. وقتي او مرا دوست داشت، من نيز او را دوست ميدارم و چشم دلش را براي نظاره به جلالم ميگشايم و بندگان خاص و برگزيدهام را از او پنهان نميكنم. در تاريكي شب و روشني روز با او مناجات ميكنم، تا از سخن گفتن با مردم بپرهيزد و از همنشيني با آنان گريزان شود».
در ادامة مناجات، حضرت ميفرمايند: يَا مَنْ اَنْوارُ قُدْسِهِ لِأبْصَارِ مُحِبّيِهِ رَائِقَةٌ، وَسُبُحَاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ عَارِفيِهِ شائِفَةٌ؛ «اي خدايي كه انوار قدسش، روشنيبخش چشمان دوستانش است و تجليات ذاتش بر قلوب عارفانش هويدا است».
در بسياري موارد كه نور بر خداوند اطلاق ميشود، بعد از آن، كلمات «قدس» يا «قدوس» ذكر ميگردد. اضافه يا عطف واژگان «قدس» و «قدوس» به نور براي متمايز بودن نور الهي از نورهاي حسي است و براي اين است كه انسان نور الهي را با ساير انوار يكسان نبيند. اين انوار قدس الهي در چشم دوستان خدا، بسيار چشمنواز است و آنان را سرمست ميسازد. آنان حاضرند همة دنيا و لذتهايش را بدهند و لحظهاي آن نور را درك كنند. در جملة وَسُبُحَاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ عارِفيهِ شَائِفَةٌ، «سبحات» بهمعناي تجليات است. ظاهراً در بعضي از نسخهها در ضبط واژة شايقه اشتباهي صورت پذيرفته و ضبط صحيح «شايفه» است كه بهمعناي درخشان و هويداست.
بين خداوند و دوستانش روابط خاص و رمزهايي وجود دارد كه بيخبران از طعم محبت الهي، اطلاعي از آنها ندارند. از جملة روابط خاص و رمز و رازهايي كه بين خدا و دوستانش برقرار ميباشد، اين است كه انوار قدسي الهي بر قلبشان ظاهر ميشود و آنان با چشم دل به نظاره مينشينند. همچنين تجليات ذات الهي بر قلبشان پرتو