سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٧ - ضرورت باورداشت مقامات و درجات متعالي دوستان خدا
توحيدي نهفقط درك درستي از دوستي و محبت به خدا دارند، بلكه بر آن باورند كه اصالتاً كسي و چيزي غيرخدا دوستداشتني نيست و اگر كسي و چيزي را دوست داشته باشند، ازآنروست كه آن را منتسب به خدا ميدانند؛ به تعبير ديگر، دوستي آنان نسبت به غيرخدا، پرتو و شعاعي از دوستي خدا بهشمار ميآيد.
يكي از بندگان خاص خدا كه با همة وجود به وي عشق ميورزيد و آتش عشق به خدا، شراره بر جانش افكنده و راحت و قرار را از او ستانده بود، حضرت شعيب است. از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است:
شعيب از محبت خدا آنقدر گريست كه نابينا شد، پس خدا ديدهاش را به او برگرداند. باز آنقدر گريست كه نابينا شد و باز خدا او را بينا كرد تا سه مرتبه. در مرتبة چهارم خداوند به او وحي كرد كه اي شعيب تا كي گريه ميكني؟ اگر از ترس جهنم ميگريي، تو را از آن امان دادم، و اگر از شوق بهشت گريه ميكني، آن را گواراي تو ساختم. شعيب گفت: اي خداوند و سيد من، تو ميداني كه گرية من از ترس جهنم و شوق بهشت نيست، ليكن محبت تو در دلم قرار گرفته است و از شوق لقاي تو ميگريم. پس خداوند به او وحي فرستاد: من به اين سبب كليم خود، موسيبنعمران(عليه السلام) را بهسويِ تو ميفرستم تا به تو خدمت كند.[١]
اگر ما در كنار اشتغالات روزمره، وقتي را به مطالعه و مرور ادعيه و مناجات ائمة اطهار(عليهم السلام) اختصاص دهيم و بنگريم كه آنان چه ميگفتند و ما چه ميگوييم، آنان در چه درجه و مرتبهاي بودند و ما در چه مرتبهاي هستيم، آنان به چه ميانديشيدند و ما به چه ميانديشيم، ضرر نكردهايم. بنگريم كه چگونه امام سجاد(عليه السلام) در مناجات محبين از
[١] محمدباقر مجلسي، حيات القلوب ، ج١، ص٥٧٥.