٦١. حلّيّت همه خوردنيها بر بنىاسرائيل، جز گوشت شتر، به واسطه
تحريم يعقوب عليه السلام بر خود، قبل از نزول تورات:
كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ إِلَّا ما
حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْراةُ قُلْ
فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ فَاتْلُوها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ «١».
آلعمران (٣) ٩٣
٦٢. تحريم شدن گوشت شتر بر خود، به رغم علاقه زياد به آن از سوى حضرت
يعقوب عليه السلام به واسطه عمل به نذر، جهت بهبودى از بيمارىاش:
كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ إِلَّا ما
حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِهِ «٢» ...
آلعمران (٣) ٩٣
٦٣. تحريم شدن گوشت شتر بر خود و فرزندانش، به رغم علاقه زياد به آن
از سوى حضرت يعقوب عليه السلام به علّت زهد و پارسايى و دورى از لذّتهاى حلال:
كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ إِلَّا ما
حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِهِ «٣» ...
آلعمران (٣) ٩٣
٦٤. حلّيّت برخى خوردنيها، چون گوشت شتر بر مسلمانان، مورد اعتراض
يهود:
كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ «٤» ...
آلعمران (٣) ٩٣
٦٥. به پهلو افتادن (جان دادن) شتر، پس از نام خدا به هنگام نحر،
مجوّز خوردن از گوشت آن:
وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ
فِيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ
جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ
سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.
حج (٢٢) ٣٦
گوشت صيد
٦٦. حلّيّت خوردن گوشت شكار صيد شده به وسيله حيوانات درّنده تعليم
ديده، چون سگ و باز شكارى:
... وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ
الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ ... فَكُلُوا «٥» ...
مائده (٥) ٤
٦٧. تعليم سگ براى شكار، شرط حلّيّت و تذكيه گوشت حيوان صيد شده:
يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ
الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ
مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ
(١) . يك قول در تفسير آيه اين است كه يعقوب عليه السلام گوشت وشير
شتر را بر خود حرام كرده بود. (جامعالبيان، ج ٣، جزء ٤، ص ٧)
(٢) . اسرائيل نام ديگر يعقوب عليه السلام است. وى به علّت بيمارى
كمر و پا، نذر كرده بود كه اگر بهبودى يابد از خوردن گوشت شتر كه بسيار مورد
علاقهاش بود صرف نظر كند و چنين كرد. (مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٧٩٤؛ جامعالبيان،
ج ٣، جزء ٤، ص ٣ و ٧)
(٣) . عدّهاى معتقدند: حضرت يعقوب عليه السلام كه نام ديگرش
اسرائيل بود به انگيزه پارسايى و بندگى خدا، به سان پارسايان، خوردن گوشت شتر را
بر خود حرام ساخت و از خدا خواست آن را بپذيرد و خدا پذيرفت و آن را بر فرزندانش
نيز حرام كرد. (مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٧٩٤)
(٤) . در شأن نزول آيه آمده: يهود بر پيامبر صلى الله عليه و آله
ايراد گرفتندكه چرا گوشت شتر را حلال دانسته است. (مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٧٩٤؛
روحالمعانى، ج ٣، جزء ٤، ص ٣)
(٥) . كلمه «جوارح» جمع «جارحه» به هر حيوان درّنده گفتهمىشود.
گفتنى است كه اگر «مكلّبين» حالى باشد كه تشبيه را افاده كند نمىتواند جوارح را
مقيّد به خصوص سگان شكارى كند، مضافاً اينكه تقييد كلّى به يك مصداق خاص دور از
فصاحت است
|