قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي
...
انعام (٦) ٧٧
٦. مخلوق بودن ماه، دليل نادرستى ماهپرستى و سجده براى آن:
وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ
الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ
الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ.
فصّلت (٤١) ٣٧
گمراهى ماهپرستى
٧. ماهپرستى و اعتقاد به تأثير آن در سرنوشت انسان و عالم، گمراهى
آشكار:
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا
أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ
الضَّالِّينَ «١».
انعام (٦) ٧٧
ماهپرستى قوم ابراهيم
٨. پندار مردم زمان ابراهيم عليه السلام به ربوبيّت ماه و پرستش آن:
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي ...
انعام (٦) ٧٧
ماهِد/ اسما و صفات
اين اسم و صفت الهى از «مَهد يَمْهَد مَهداً» به معناى گستردن، پهن
كردن و گهواره آمده است و در قرآن يك بار در ارتباط با زمين و اينكه خداوند آن را
چون فرشى گسترانيده است به كار رفته است: «٢»
وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ.
ذاريات (٥١) ٤٨
ماههاى حج---) حج
ماههاى حرام
ماههاى حرام، چهار تا است كه سه ماه پشت سر هم ذىالقعده،
ذىالحجّه و محرّم و يك ماه جدا و آن ماه رجب است.
[عرب]
در اين ماهها، جنگ را حرام مىدانستند. حتّى اگر مردى در اين ماهها قاتل پدر يا
برادرش را مىديد به او متعرّض نمىشد. «٣» نامگذارى ماههاى چهارگانه به «حرام» بدين جهت است كه آنچه در
ماههاى ديگر مانند جنگ حلال است، حرام مىباشد،
«٤» و نيز به جهت بزرگتر بودن جرم گناه در اين ماهها. «٥» در اين مدخل از واژههاى «الشّهر الحرام» و
«نسىء» استفاده شده است.
اهمّ عناوين: احكام ماههاى حرام، تبديل ماههاى حرام، حرمت ماههاى
حرام.
احترام ماههاى حرام---) همين مدخل، حرمت ماههاى حرام
(١) . جمله «هذا ربّى» كه در مقام مجادله حضرت ابراهيم عليه السلام
با قومش بيان شده، به يكى از اعتقادات باطل آنان اشاره دارد كه همان ماهپرستى
آنان و پندار ربوبيّت براى ماه است. (جامعالبيان، ج ٥، جزء ٧، ص ٢٤٦)
(٢) . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ٢، ص ١٢٩٣
(٣)
(٤) ٣ و. مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٥١٣-/ ٥١٤
(٥) . همان، ج ٥-/ ٦، ص ٤٢
|