متكّاى كافران
٢٤. شكوه بخشيدن به زندگى دنيايى كافران، تا حدّ برخوردارى آنان از
خانههاى مجلّل با تكيه بر تختها، در حيطه قدرت و توانايى خداوند:
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا
لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ ...
وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ.
زخرف (٤٣) ٣٣ و ٣٤
متكّاى متّقين---) همين مدخل، متكّاى بهشتيان
متكّاى موسى عليه السلام
٢٥. عصا، متكّاى موسى عليه السلام:
وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى قالَ هِيَ عَصايَ
أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها ...
طه (٢٠) ١٧ و ١٨
٢٦. تكيه زدن بر عصا، از فوايد عصاى خود آن، از منظر موسى عليه
السلام:
وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى قالَ هِيَ عَصايَ
أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها ...
طه (٢٠) ١٧ و ١٨
متكّاى مؤمنان---) همين مدخل، متكّاى بهشتيان
متكبّر/ اسما و صفات
اين اسم و صفت الهى از باب تفعّل به معناى شرافت، بزرگى و قدر و
منزلت والا مىباشد و يك بار در قرآن آمده است:
هُوَ اللَّهُ ...
الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ.
حشر (٥٩) ٢٣
مجاهد گويد: تكبّر مشتق از كبريا است و كبريا يعنى فرمانروايى، و
خداوند را از آن رو متكبّر نامند كه فرمانروايى او زوالى نخواهد داشت. «١»
متكلّم/ اسما و صفات
اين صفت فعلى الهى از باب تفعيل به معناى سخن گفتن است. علّامه
حلّى در كتاب «باب الحادى عشر» اين صفت را از صفات ثبوتيّه خداوند دانسته است،
امّا طريحى در «مجمعالبحرين» كلام خدا را حادث مىداند، امّا نه آن طور كه اشاعره
گفتهاند كه خداوند با زبان و از ميان دو لب سخن مىگويد. اين صفت فعلى ٤ بار در
قرآن در مورد سخن گفتن خدا با پيامبران و موسى عليه السلام آمده است: «٢»
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ
مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ ...
بقره (٢) ٢٥٣
نيز---)
نساء (٤) ١٦٤؛ اعراف (٧) ١٤٣؛ شورى (٤٢) ٥١
همچنين صفت فعلى «قائل» به معناى گوينده ١٣٣ بار از مادّه قول در
قرآن بيان شده است. «٣»
مُتِمّ/ اسما و صفات
مُتمّ از اوصاف خداوند به معناى كامل كردن و تمام كردن است. اين
وصف الهى به صورت اسمى
(١) . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ٢، ص ١٢١٩-/ ١٢٢٣
(٢) . همان، ص ١٢٦٢-/ ١٢٦٤
(٣) . همان، ص ١١٩٠-/ ١٢١٠
|