فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٦٩ - آب دادن به گوسفند
«١» عَلَيْهِ عاكِفاً ...
طه (٢٠) ٩٧
موسى عليه السلام و گوساله سامرى
١٩. سوزاندن گوساله سامرى به طور كامل و محو اثر آن و افشاندن سوخته آن به دريا، تصميم قطعى موسى عليه السلام:
... وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ ... لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً.
طه (٢٠) ٩٧
٢٠. تراشيدن و تبديل گوساله سامرى به براده و فلزهايى بىمصرف، و دور انداختن آن از برنامههاى موسى عليه السلام:
قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً.
طه (٢٠) ٩٧
٢١. اطّلاع موسى عليه السلام به وسيله وحى در ميقات، از گمراهى قومش با گوساله سامرى:
قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُ فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى فَنَسِيَ.
طه (٢٠) ٨٥ و ٨٨
نيز---) بنىاسرائيل، گوسالهپرستى بنىاسرائيل، سامرى
گوسفند
گوسفند، پستاندارى از راسته سُمداران و از گروه نشخواركنندگان است كه جهت استفاده از پشم، شير و گوشتش آن را اهلى مىكنند. «٢» نر آن را قوچ و ماده آن را ميش و يك ساله آن را برّه گويند. «٣» در اين مدخل از واژههاى «ضأن»، «غنم» و «هدى» استفاده شده است. واژه «انعام» كه شامل گاو، شتر و گوسفند است و مدخل مستقلّى مىباشد مورد استفاده قرار نگرفت، ولى جهت تكميل اطّلاعات مربوط به گوسفند، در پايان آن به «انعام» نيز ارجاع شد.
آب دادن به گوسفند
١. آب داده شدن گوسفندان دختران شعيب، به وسيله موسى عليه السلام در پى شنيدن اظهارات آنها:
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ ... وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُكُما قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ فَسَقى لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ «٤».
قصص (٢٨) ٢٢-/ ٢٤
٢. بازگشتن موسى عليه السلام به سايه، جهت استراحت، پس از آب دادن گوسفندان دختران شعيب:
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ
[١] . مقصود از «ظلت عليه عاكفاً» مداومت و ملازمت بر گوساله است. (مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ٤٧؛ روحالمعانى، ج ٩، جزء ١٦، ص ٣٧٦)
[٢] . فرهنگ فارسى، ج ٣، ص ٣٤٤٧، «گوسفند»
[٣] . لغتنامه، ج ١٢، ص ١٧١٠١، «گوسپند»
[٤] . مقصود از «تذودان» اين است كه [دختران شعيب] گوسفندان خود را از نزديك شدن به آب جلوگيرى مىكردند (مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ٣٨٧؛ التفسير المنير، ج ٢٠، ص ٨١) و ضمير در «توجّه» به موسى عليه السلام اشاره دارد و مراد از «ابونا» حضرت شعيب عليه السلام است. (التفسير المنير، ج ٢٠، ص ٨٣-/ ٨٥)