منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥١
كتابُ الله ؛ فما وَجَدْناه فيه مِنْ حلال أحْلَلْناه ، ومِن حرام حَرَّمْناه ؛
به زودي مردي میآيد كه بر سرير قدرت تكيه میزند ، حديثِ مرا بیان دارند . وی [آن را برنمیتابد و] میگويد : ميان ما و شما كتاب خدا هست ؛ حلالي را كه در آن يافتيم حلال میكنيم و حرامش را (بر خود) حرام میسازيم .
در ذيل بعضي از روایاتِ پيشين ، آمده است : ألا وإنّي قد أُوتيتُ القرآنَ ومثلَه ؛[٥٨] هان بدانيد! قرآن و مثلِ آن به من داده شد .
و در بعضي ديگر هست : ألا إنّي أُوتيتُ الكتابَ ومثلُه معه ؛[٥٩] هان! كتاب خدا به من داده شد ، و همانندِ آن با اوست .
و در برخي میخوانيم :
يأتيه الأمرُ ممّا أَمَرْتُ به أو نَهَيْتُ عنه ، فيقول : لا أدري! ما وجدناه في كتاب الله اتّبعناه ؛[٦٠]
امر و نهيي كه كردم به اين مرد میرسد ، پس میگويد : اين چيزها را نمیدانم! آنچه را در كتاب خدا يافتيم ، میپيرويم .
خطيب بغدادي در كتاب الكفايه از جابر بن عبدالله روايت میكند كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود :
لَعَلَّ أحَدُكم أن يأتيه حديثٌ مِن حديثي ، وهو مُتّكِئ عَلَی أريكته ، فيقول : دَعُونا مِن هذا! ما وجدنا في كتاب الله اتّبعناه ؛[٦١]
بسا حديثي از من به يكي از شما عرضه شود و او در حالي كه بر اريكه قدرت تكيه زده است بگويد : اين سخنان را واگذاريد! آنچه را در كتاب خدا يافتيم پيروی میکنيم .
[٥٨]. مسند احمد ٤: ١٣٠، حديث ١٧٢١٣؛ الكفايه (خطيب): ٢٣.
[٥٩]. مسند احمد ٤: ١٣٠؛ سنن ابي داود ٤: ٢٠٠، حديث ٤٦٠٤.
[٦٠]. سنن ابن ماجه ١: ٦، حديث ١٣؛ مستدرك حاکم ١: ١٩٠، حديث ٣٦٨؛ الكفايه: ٢٤؛ الفقيه والمتفقّه ١: ٨٨.
[٦١]. الكفايه: ٢٦.