منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢٧
وادارد و با لحني او را مخاطب سازد كه در آن زورگويي و تهديد نهفته است ؛ زيرا به حسب اين سخن ، عمّار صحابي بود و حكم شرعي را از نصّ و روح تشريع دريافت و افزون بر اين ، نظير آن را از پيامبر شنيد . پس روا نبود كه عمر بر او برآشوبد ، بلكه میبايست احترام صحابي را كه روح تشريع را درك كرده بود ، پاس دارد .
همين سخن ، درباره صحابه نيز جاري است . اگر اجتهاد همه آنها جايز بود ، نبايد عمّار بر عُمَر اين حكم را انكار میكرد و نيز ابو موسي و ديگر صحابه ـ كه با عُمَر در اين فتوا همسو نبودند ـ نبايد به انكار آن میپرداختند .
شگفتا ، چگونه بر عُمَر سخنِ صحابي جليل ، عِمران بن حُصَين ، مخفي ماند كه گفت :
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم مردي را ديد كه به كناري خزيد و با مردم نماز نمیگزارد ، گفت : فلاني ، چرا با قوم نماز نمیخواني؟
گفت : جُنُب شدهام و آبي نيست .
فرمود : به زمين روي آور ، كفايتت میكند .[٤٥٠]
و در سخن ديگر فرمود : بر تو باد خاك .[٤٥١]
و در حديث سوّم هست كه فرمود :
تيمّم را به شما میآموزم آن گونه كه جبرئيل به من آموخت .[٤٥٢]
آيا بر عُمَر آنچه ابو هُرَيره و ابوذر و ديگران درباره تيمّم روايت كردهاند ، پوشيده ماند؟ و نیز اَخباري كه درباره محافظت بر نماز رسيده است و اينكه در هيچ حالي نماز ترك نمیشود .
[٤٥٠]. صحيح بخاري ١: ١٣٤، حديث ٣٤١؛ سُنن دارمي ١: ٢٠٧، حديث ٧٤٣؛ سنن دارقطـني ١: ٢٠٢، حديث ٣؛ سُنن نسائي ١: ١٧١، حديث ٣٢١؛ تيسير الوصول ٣: ١١٥.
[٤٥١]. مسند احمد ٢: ٢٧٨، حديث ٧٧٣٣ (و ص٣٥٢، حديث ٨٦١١)؛ سُنن بيهقي ١: ٢١٦، حديث ٩٧٩.
[٤٥٢]. تاريخ بغداد ٨: ٢٧٣؛ كنز العمّال ٩: ٥٨٩، حديث ٢٧٥٨٢.