ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٨ - حكماء و دانشمندان اسلامى در صدد تعريف نفس و روان بر آمده اند
و الهى و روحانى ، نه طول دارد و نه عرض و نه عمق ، نورى است از نور بارى تعالى [١] عين همين تعريف را محمد بن محمد بن طرخان فارابى در بارهء نفس گفته و سپس مانند كندى بعد روحانى و ملكوتى نفس انسانى را در جاى ديگر آورده و مى گويد : « نفس جوهرى است بسيط و روحانى و مباين با جسد » و سپس براى اثبات اين اجزاى تعريف چهار دليل مى آورد » [٢] .
تعريفى كه ابن سينا از نفس بيان مى كند ، كاملتر و روشنتر از تعريف كندى و فارابى است . ابن سينا مى گويد : « و بهتر آن است كه نفس را كمال گوئيم ، زيرا نفس از جهت قوه اى كه افعال حيوانى از آن صادر مى شود ، كمال است . نيز از جهت قوه اى كه ادراك حيوان بدان استكمال مى يابد كمال است .
نفس مفارق از ماده كمال است و نفس غير مفارق از ماده هم كمال است » [٣] كمال بر دو قسم است : كمال اول و كمال ثانى ، كمال اول آن است كه نوع بدان فعليت مى يابد مانند شكل شمشيرى براى شمشير . كمال دوم نتيجهء افعال و انفعالات شيئى است چون بريدن براى شمشير و تمييز و رؤيت و احساس براى انسان . و از اينجا است كه نفس كمال اول است ، و كمال كمال است براى چيزى ، و نفس كمال است براى جسم به معنى جنسى آن نه به معنى مادى . و اين جسم نشايد كه هر گونه جسمى باشد ، يعنى نفس كمال جسم صناعى چون تخت و صندلى نيست ، بلكه كمال جسم طبيعى است .
و نه هر جسم طبيعى ، مثلا نفس كمال آتش و زمين و هوا نباشد ، بلكه در اين جهان ، نفس كمال آن گونه جسم طبيعى است كه كمالات ثانيه بوسيلهء آلات - يعنى آنچه در افعال حيات ، از قبيل تغذيه و نمو بدانها استعانت مى جويد - از آن صادر مى شود . پس نفس كمال اول جسم طبيعى آلى است و نفس نباتى كمال
[١] . مأخذ مزبور .
[٢] . مأخذ مزبور ص ٤٢٠
[٣] . مأخذ مزبور ص ٤٦٩ الشفاء ص ١٢ و النجاة ص ١٥٨ .