ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٩ - مفهوم ضعيف و قوى در نوع انسانها و نبودن ميانگين ميان آن دو
پيپ بدهان و پيالهء شراب بدست ، مست بادهء بيخودى شود . چنانكه آن حيوان ضعيف هم نمى داند كه حيوان نيرومندى كه مى خواهد مزاحم او شود و يا متلاشىاش بسازد ، ميداند كه حيوان ضعيف در اين كشاكش رنج و شكنجه خواهد ديد . من در مقدار زيادى از كشاكشهاى حيوانات تماشا كردهام و تا حدودى در رفتار آنها ( البته نه بطور تخصصى ) دقت نمودهام و همان طور كه متذكر شدم ، هيچ دليل قانع كننده اى پيدا نكردم كه اثبات كند كه آن كشاكشها به انگيزگى عداوت و خصومت و كينه توزى حيوانات در بارهء زندگى يكديگر بوده باشد . و اين مطلب را با بعضى از كسانى كه در رفتار شناسى حيوان مطالعاتى داشتند ، نيز در ميان گذاشتهام ، آنان نيز همين مطلب را تأييد كردهاند . در اين اواخر كتابى بدستم رسيد كه در بارهء تهاجم حيوانات نوشته شده است [١] اين كتاب را با دقت مطالعه كردم ، مؤلف آن كه كنراد لورنتس نام دارد با مطالعات و تحقيقات دامنه دار نظريه اى را كه اين جانب متذكر شدم اثبات ميكند .
ولى لورنتس يك اشتباه بزرگى را مرتكب شده است كه ما مى توانيم نام آنرا « گرفتن الگو و معيار از رفتار مراحل پائين حيات براى تفسير و توجيه مراحل اعلاى آن » بناميم .
نوع دوم - روياروئى حيات قوى و ضعيف در مسير هماهنگى براى « حيات معقول » است كه هر دو گروه قوى و ضعيف ، صعود به قلههاى مرتفع « حيات معقول » را هدف گيرى نموده و در اين راه تلاش مى نمايند . ضعيف و قوى در چنين موقعيت مقدس ، حركت در عاليترين مسير را براى عاليترين هدف در پيش گرفتهاند ، زيرا كه هر يك از دو صنف با تمام موجوديت و مختصات خود وارد آهنگ كلى هستى بوسيلهء تحقق بخشيدن به آرمان « حيات معقول » گشته است . اگر يك متفكر يا يك مكتب ادعا كند كه من مى توانم راهى براى
[١] - تهاجم - كنراد لورنتس - ترجمهء آقاى دكتر هوشنگ دولت آبادى - چاپ اول شركت سهامى كتابهاى جيبى .