ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦
فراوان از منابع اسلامى مورد تمجيد قرار گرفته است ، قرار نگرفتن در جاذبهء حب دنيا است كه آرمانهاى حيات معقول و آمادگى براى ابديت در مسير ( الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا ) [١] را بكلى تباه مى سازد ، نه برخوردارى معقول از متاع و طيبات دنيا كه در قرآن مجيد تجويز و تحريم كنندهء آنها را مورد سرزنش قرار داده است .
( قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ الله الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِه وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ) [٢] ( به آنان بگو كيست كه زينت خداوندى را كه به بندگان خود نمودار ساخته است و [ همچنين ] نعمتهاى پاكيزه و لذت بخش را تحريم نموده است ) .
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ الله لَكُمْ ) [٣] ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، تحريم نكنيد نعمتهاى پاكيزه اى را كه خداوند براى شما حلال كرده است ) .
در آيات فراوانى از قرآن نعمتهاى پاكيزه و حلال دنيا را مطلوب معرفى نموده و آن را احسان و لطف پروردگارى به بندگانش توصيف فرموده است . اگر مقصود كسانى كه زهد را اعراض از متاع دنيا و نعمتهاى لذت بخش آن معرفى مى نمايند ، بى اعتنائى و ممنوع ساختن زاهد از آنها بوده باشد ، مطلبى است غلط و مى توان گفت : تقريبا مخالف آيات قرآنى و منطق صحيح زندگى است ، زيرا « حيات معقول » بدون مركب حيات طبيعى محض و در هوا نمى تواند بپرد ، و حيات طبيعى محض مطابق قوانين ربانى ، احتياج به برخوردارى از نعمتهاى پاكيزه دارد كه خداوند مواد و اصول آنها را در طبيعت بوجود مى آورد و با فعاليتهاى مغزى و عضوى بشرى در معرض استفاده قرار مى گيرد . از طرف ديگر اگر انسانها را از برخوردارى از نعمتهاى پاكيزهء
[١] . البقرة آيهء ١٥٦ .
[٢] . الاعراف آيهء ٣٢ .
[٣] . المائدة آيه ٧٨ .