ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨١ - عامل تخريبى ١٧١ جز اين نيست ١٨٧ ها در شناخت قطعه قطعههاى انسان
فلسفه اى كه براى خود انتخاب نموده است ، به سود همان بعد معشوق خود تفسير و توجيه نمايد ، و موقعى كه تشنگان معرفت و دانش در بارهء انسانها عدم انطباق تفسير و توجيه مزبور را با واقعيت انسانى در مى يابند ، به نوعى يأس و نوميدى كاذب از شناخت انسان گرفتار ميشوند . [١] اگر محقق مزبور بخواهد بعد زيبائى جوئى و آرمانگرائى معقول و صلح جوئى و عشق و علاقه به معرفت و بينش و كمال گرائى انسان را مطرح نمايد ، حتما خود را مجبور خواهد ديد كه به هر ترتيبى است آن ابعاد و مختصات را هم با بعد قدرت خواهى تفسير و توجيه نمايد حالا در اين ميان تكليف انسانهاى از خود رسته و مهذب و فداكار در راه تحقق بخشيدن به ارزشهاى انسانى چه مى شود يا بايد بگويد من چيزى در بارهء اينها نمى دانم و يا بايد بگويد : اين گونه شخصيتهائى كه واقعا آبروى تاريخ بشريتند ، به بيمارستان روانى مراجعه نمايند اين اشخاص سطح نگر حتى از اين حقيقت روشن هم غفلت مى ورزند كه اگر فداكارى انسانهاى كمال جو و مهذب نبود ، آن آزادى را كه باعث شده است تحقيقات خود را در بارهء بعد قدرت يا غريزهء جنسى مثلا آزادانه به نمايش بگذارند امكان پذير نبود .
دو - نتيجه نادرست روش تجزيه اى محض و عشق ورزيدن به يك يا چند بعد محدود از انسان ، تنها به قلمرو علم و تحقيق پايان نمى يابد ، بلكه به جهت شهرت شخصيتهاى علمى كه به طور طبيعى منطقهء جاذبيت بسيار وسيعى را بوجود مى آورد و همچنين به جهت نفعى كه به مديريتهاى گوناگون جوامع
[١] . البته مسلم است كه بروز يأس و نوميدى كاذب در اين موارد دو شرط دارد : شرط يكم - شهرت شخصيت محقق است كه وى را به عنوان انسانشناس براى جامعه يا براى جوامع مطرح نموده است كه گاهى جاذبيت سختى بوجود مى آورد و مدتهاى طولانى طالبان علم و معرفت را در منطقه جاذبيت خود گرفتار ميكند . شرط دوم - اين است كه بررسى كننده تحقيقات دانشمند تك بعدى ، اطلاعات لازم در بارهء ابعاد انسانى را نداشته باشد .