ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠١ - حكماء و دانشمندان اسلامى در صدد تعريف نفس و روان بر آمده اند
كه نفس عبارت است از « كمال اول براى جسم طبيعى آلى از جهت انجام اعمالى از روى اختيار عقلى و استنباط بالرأى و ادراك امور كلى » [ غزالى ] « نفس حيوانى كمال اول جسم طبيعى آلى است ، از جهت اعمال فكرى كه به اختيار انجام مى دهد و استنباط رأى و ادراك كليات مى نمايد » [ ابن سينا ] البته با تحقيق و تتبع كافى مى توان اين مطلب را پذيرفت كه حكماء و دانشمندان اسلامى پا را فراتر از ارسطو نهاده و در راه افزايش و دقت در شناخت نفس كوششها كردهاند ، اگر چه آن مفاهيم كلى كه در اول اين مبحث گفتيم ، در متن اغلب تعريفات آمده است . در ميان تحقيقات حكماء و دانشمندان اسلامى يك نكتهء بسيار جالب توجهى را صدر المتألهين گفته است كه مى تواند در تفسير خط روانشناسى اسلامى بسيار مفيد بوده باشد . او مى گويد : « نظر در نفس از آن جهت كه نفس است ، در حقيقت نظر در بدن است و بهمين جهت است كه علم النفس از علوم طبيعى ناظر در احوال ماده و حركات آن شمرده مى شود . پس هر كس كه بخواهد حقيقت نفس را با نظر به ذات آن ، با قطع نظر از اين اضافهء نفسى ( بر بدن ) بشناسد ، واجب است كه از مبدء و اصل ديگرى در ذات نفس بنگرد و علمى غير از اين علم طبيعى را شروع كند و اگر ما با جنبهء اضافهء نفس بر بدن ، نفس را مى شناختيم ، اين همه مشكلات در اين كه نفس از كدامين مقوله است ، [ يعنى اين همه اختلاف نظرها ] بوجود نمى آمد » [١] .
اين استدلال از صدر المتألهين رحمة اللَّه عليه فوق العاده عالى است و بخوبى اثبات ميكند كه ادعاى شناخت روان با شناخت اجزاء مادى بدن و تشكيلات و روابط آنها ، يك سخن كاملا بيهوده و خلاف بديهى است . اين تحقيق و استدلال را نه ارسطو متذكر شده است و نه پيروان محض او . و اين معنى باضافهء تفكيك ابعاد و حيثيات نفس براى شناخت آن بهترين دليل آن است كه
[١] . مأخذ مزبور ص ١٠ .