ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٠ - انسان آن چنانكه هست آيا انسان آن چنانكه هست از ديدگاه اسلام قابل شناسائى است
است ، ناديده گرفته شده است . انسان در گذرگاه حيات طبيعى و « حيات معقول » خويش دست به وضع اصول و قوانينى براى تنظيم هر دو نوع حيات زده و فرهنگها و تمدنهاى متعدد و متنوع به وجود آورده است . اين خود روشنترين دليل براى اين است كه اين موجود در بارهء خود معلومات فراوانى را بدست آورده است . به اضافهء اين كه هر دو نوع حيات انسانها از ميان سنگلاخهاى جهان طبيعت و تزاحمهاى نابود كنندهء همنوعان خود عبور كرده و به حركت خود ادامه داده است . آيا مبارزه با آن سنگلاخها و مرتفع ساختن آن تزاحمها بدون شناخت قدرت متنوع و استعدادهاى گوناگون انسانى امكان پذير بوده است آنچه كه مهم است اين است كه بايد ببينيم چه عواملى باعث شده است كه برخى از محققان و دانشمندان كه عدد آنان اندك نيست ، معتقد شدهاند كه انسان تا به امروز با آن همه ترقيات و پيشرفتهاى بسيار چشمگير در بارهء شناخت جهان طبيعت و چگونگى تصرف در آن به سود خويش ، نتوانسته است معلومات لازم و كافى در بارهء موجوديت خود را بدست آورده و همهء سطوح و ابعاد خود را بشناسد و از لذايذ موجوديت شناختن خويشتن برخوردار و از آلام و ناگواريهاى متعددى كه پيرامون او را فرا گرفته است ، نجات پيدا كند البته درست است كه شمارهء كتابهائى كه با مضمون ( انسان موجود ناشناخته - تأليف الكسيس كارل ) باشد ، معدود است ، ولى مقدار بسيار فراوانى از كتابها و مقالات و مباحث مشروح در علوم انسانى اين مسئله را كه موجوديت انسان كاملا شناخته نشده است ، مطرح ميكنند . براى توضيح علل عقب ماندگى انسان شناسى ، عواملى را مى توان در نظر گرفت : عامل يكم - مطلبى است كه شامل همهء واقعيات هستى ميباشد كه به جهت وجود مجهولاتى اگر چه مقدار كمى هم بوده باشد ، جهل به همهء واقعيات سرايت ميكند و آنها را نامعلوم مى سازد ، زيرا واقعيات با يكديگر در حال ارتباط شديد