ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٦ - ٥ - براى دريافت هدف حيات ، بايد از طبيعت جبرى و ناآگاه حيات بالاتر رفت
دنيوى متذكر شده است ، مانند - ( غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ) [١] ( و زندگى دنيوى آنان را فريب داد ) .
و مسلم است كه فريب خوردن از يك پديده با در نظر داشتن سختىها و ناگواريهائى كه آنرا احاطه نموده است ، مستلزم اينست كه آن پديده شخص فريب خورده را سخت به خود جلب نموده باشد . از اين مطالب نبايد چنين نتيجه گرفت كه حيات طبيعى محض نبايد مورد توجه و علاقه قرار بگيرد ، بلكه منظور اصلى اينست كه نبايد انسانها آن همه استعدادها و امكانات و عظمتهائى را كه خداوند به آنان عطا فرموده است ، فداى پديدهء حيات طبيعى كه در احساس و حركت و لذت و درد و توالد خلاصه مى شود بسازند .
٥ - براى دريافت هدف حيات ، بايد از طبيعت جبرى و ناآگاه حيات بالاتر رفت اگر ما حيات را در همين زندگى محض كه در احساس و حركت و تمايلات ناشى از تموجات غرايز حيوانى و توالد خلاصه كنيم ، با هيچ طريقى توانائى پيدا كردن هدفى والا براى حيات را نخواهيم داشت . بيائيد اين مسئله اساسى را بىپرده و با كمال صراحت و جدى براى انسانها مطرح كنيم و آنان را در يك مشت اصطلاحات و خيالات كلافه نكنيم ، و با تمام وضوح بآنان بگوئيم : اگر در اين دنيا هر چه هست ، همين زندگى طبيعى محض است كه از تفاعل مقدارى عناصر طبيعى بوجود مى آيد و سپس نابود مى شود ، معطل نشويد و هر چه مى توانيد از لذائذ و خوشيهاى دنيا برخوردار شويد و اگر توانستيد
[١] ممكن است برخى از مطالعه كنندگان محترم از اصرار اين جانب در طرح مباحث حيات انسانى تعجب كنند كه در مجلدات ترجمه و تفسير نهج البلاغه تاكنون انجام دادهام بايد عرض كنم كتابى را كه اين جانب تفسيرش را در حدود توانائىام بعهده گرفتهام ، يعنى نهج البلاغه خود كتاب « حيات انسانى » است . در حقيقت اين نهج البلاغه است كه حيات انسان را از جهات و ديدگاههاى گوناگون مطرح نموده است . از طرف ديگر با نظر به مجموع قلمرو شئون انسانى ، حيات انسان ام المسائل است .